کلمه جو
صفحه اصلی

arguing

انگلیسی به فارسی

استدلال، استدلال کردن، مشاجره کردن، بحی کردن، گفتگو کردن، دلیل اوردن، سر و کله زدن


پیشنهاد کاربران

درگیری ذهنی ( پزشکی )

در حال جر و بحث

مجادله لفضی

مشاجره کردن

دعوا کردن = جر و بحث کردن

مشاجره

مشاجره، دعوا کردن

بحث و مذاکرات

با مطرح کردنِ اینکه، با پیش کشیدنِ این موضوع که، با ذکرِ این موضوع که، با دلیل آوردن

جرو بحث کردن

استدلال کردن

بحث، مشاجره

With objections that have been emphatic and have caused great turbidity. Do not start arguing again
با مخالفتهای که تاکیدی و باعث کدورت بزرگی شده اند. دوباره شروع به جنجال نکنم

جر و بحث کردن . استلال کردن.

جرو بحث کردن
Take agrliy

گفت وگو ، بحث

دلیل آرودن
استدلال

یعنی دعوا کردن
مثال:
!?Why are you arguing
برای چی دعوا میکنید؟!
امیدوارم متوجه شده باشید دوستان☺💙

Arguing به معنای بحث کردن هست.


کلمات دیگر: