(در اثر تمام شدن سوخت) خاموش شدن، (پرتابهشناسی) تمام شدن سوخت موشک و ورود آن به مرحلهی افت آزاد (free fall) یا به مرحلهی دورافکنی (being jettisoned)
burnout
انگلیسی به فارسی
صدمه یا زیان حاصل در اثر حرارت زیاد
از پا درآمدن، فرسودگی روانی (در اثر فشار کار و نگرانی و غیره)
پیشنهاد کاربران
burnout ( پزشکی )
واژه مصوب: ماندگی 1
تعریف: حالتی که بهویژه در مشاغل پرفشار یاریگرانه، با علائمی نظیر خستگی روحی، ناتوانی از ادامۀ کار و از دست دادن احساس کارایی ایجاد میشود
واژه مصوب: ماندگی 1
تعریف: حالتی که بهویژه در مشاغل پرفشار یاریگرانه، با علائمی نظیر خستگی روحی، ناتوانی از ادامۀ کار و از دست دادن احساس کارایی ایجاد میشود
کلمات دیگر: