عروسک پارچه یی
rag doll
عروسک پارچه یی
انگلیسی به فارسی
عروسک پارچه یی
عروسک عروسک، عروسک پارچهیی
انگلیسی به انگلیسی
• stuffed doll made from soft cloth
a rag doll is a soft doll made from pieces of cloth.
a rag doll is a soft doll made from pieces of cloth.
جملات نمونه
1. Shaking her like a rag doll, Janine began to shout.
[ترجمه ترگمان]جنین در حالی که او را مثل یک عروسک پارچه ای تکان می داد، شروع به فریاد زدن کرد
[ترجمه گوگل]جینین شروع به فریاد کرد
[ترجمه گوگل]جینین شروع به فریاد کرد
2. Your first effort may well look like a rag doll, but this is quite adequate to begin with.
[ترجمه ترگمان]اولین تلاش شما ممکن است مثل یک عروسک کهنه به نظر برسد، اما این برای شروع مناسب است
[ترجمه گوگل]اولین تلاش شما ممکن است به نظر برسد، اما این برای شروع بسیار مناسب است
[ترجمه گوگل]اولین تلاش شما ممکن است به نظر برسد، اما این برای شروع بسیار مناسب است
3. This rag doll treatment of our things is great fun for him.
[ترجمه ترگمان]این درمان عروسک پارچه ای ما براش خیلی حال میده
[ترجمه گوگل]این عروسک عروسک درمان چیزهای ما برای او سرگرم کننده است
[ترجمه گوگل]این عروسک عروسک درمان چیزهای ما برای او سرگرم کننده است
4. The second was propped, ungainly as a rag doll, against the far wall.
[ترجمه ترگمان]دومیش مثل عروسک پارچه ای بود که به دیوار چسبیده بود
[ترجمه گوگل]دوم، به طرز عجیب و غریب به عنوان یک عروسک پوشیدنی، در برابر دیوار دور بود
[ترجمه گوگل]دوم، به طرز عجیب و غریب به عنوان یک عروسک پوشیدنی، در برابر دیوار دور بود
5. She looked like a rag doll.
[ترجمه ترگمان]شبیه عروسک پارچه ای بود
[ترجمه گوگل]او مانند یک عروسک پارچه ای بود
[ترجمه گوگل]او مانند یک عروسک پارچه ای بود
6. Maddened by the limp rag doll banging against his legs, he veered to the left.
[ترجمه ترگمان]از کنار عروسک پارچه ای که روی پاهایش قرار گرفته بود، به سمت چپ منحرف شده بود
[ترجمه گوگل]او را به سمت چپ حرکت دادم و با عروسک عروسک لرزان که در برابر پاهای خود سقوط کرد، دلمشغول شد
[ترجمه گوگل]او را به سمت چپ حرکت دادم و با عروسک عروسک لرزان که در برابر پاهای خود سقوط کرد، دلمشغول شد
7. Now let's go back to your first novel, Rag Doll.
[ترجمه ترگمان]حالا بیایید به اولین رمان خود، Rag (Doll)برگردیم
[ترجمه گوگل]حالا اجازه دهید به رمان اول خود، Rag Doll برویم
[ترجمه گوگل]حالا اجازه دهید به رمان اول خود، Rag Doll برویم
8. Her favourite toy was a rag doll.
[ترجمه ترگمان]عروسک محبوبش یک عروسک پارچه ای بود
[ترجمه گوگل]اسباب بازی مورد علاقه او یک عروسک قورباغه بود
[ترجمه گوگل]اسباب بازی مورد علاقه او یک عروسک قورباغه بود
9. This was how he remembered her, rather than as the cancer-pained rag doll he had nursed until her death.
[ترجمه ترگمان]این بود که او به جای آن عروسک پارچه ای که تا حد مرگ از او پرستاری کرده بود، به یاد آورد
[ترجمه گوگل]این همان چیزی بود که او به او یادآوری می کرد، نه به عنوان عروسک عجیب و غریب سرطانی که او تا زمان مرگش پرورش داده بود
[ترجمه گوگل]این همان چیزی بود که او به او یادآوری می کرد، نه به عنوان عروسک عجیب و غریب سرطانی که او تا زمان مرگش پرورش داده بود
10. Can't you see how obscene it is to get him dressed up and wheel him around like a big rag doll?
[ترجمه ترگمان]مگر نمی بینی که چقدر زشت است که او را مثل یک عروسک کهنه چرخ بزنیم و چرخ بزنیم؟
[ترجمه گوگل]آیا نمی توانید ببینید که چقدر ناخوشایند این است که او را لباس پوشید و چرخش او را مانند عروسک عروسک عروسک؟
[ترجمه گوگل]آیا نمی توانید ببینید که چقدر ناخوشایند این است که او را لباس پوشید و چرخش او را مانند عروسک عروسک عروسک؟
11. That was when Kleiber had given up the struggle and collapsed, limp and helpless as a rag doll.
[ترجمه ترگمان]همان وقت بود که Kleiber مبارزه را رها کرده بود و به صورت یک عروسک کهنه ناتوان افتاده بود
[ترجمه گوگل]این زمانی بود که کلایبر مبارزه را رها کرده و سقوط کرد، لمس و بی کفایتی به عنوان یک عروسک پارچه ای
[ترجمه گوگل]این زمانی بود که کلایبر مبارزه را رها کرده و سقوط کرد، لمس و بی کفایتی به عنوان یک عروسک پارچه ای
12. He grabbed her collar, dragging her clear and across the mud like a life-size rag doll.
[ترجمه ترگمان]یقه او را گرفت و او را مثل یک عروسک پارچه ای که به اندازه یک عروسک پارچه ای بود از میان گل بیرون کشید
[ترجمه گوگل]او یقه اش را برداشت و کشید و او را در گلدان مانند یک عروسک پوشیدنی با ابعاد بزرگ قرار داد
[ترجمه گوگل]او یقه اش را برداشت و کشید و او را در گلدان مانند یک عروسک پوشیدنی با ابعاد بزرگ قرار داد
13. I wouldn't give a straw for you female ego - it's a rag doll.
[ترجمه ترگمان]من برای شما یک کاه فراهم نمی کنم - این یک عروسک پارچه ای است
[ترجمه گوگل]من نمیتوانم برای شما انحصار زنانه بگذارم - این یک عروسک قورباغه است
[ترجمه گوگل]من نمیتوانم برای شما انحصار زنانه بگذارم - این یک عروسک قورباغه است
14. Mack: You should be attractive a soil kip after that rag doll today.
[ترجمه ابوالفضل] توباید بعد از اون عروسک خوشگل تر باشی
[ترجمه ترگمان]تو باید امروز بعد از اون عروسک پارچه ای خوشگل باشی[ترجمه گوگل]بعد از این عروسک عروسک، باید یک پوسته خاکی جذاب باشد
15. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
پیشنهاد کاربران
شاید بشه گفت تفاوت این عروسک با بقیه مثل puppet در نوع عروسک هست که این عروسک مثلا شلوار، مو، جوراب و. . . داره مثل عروسک های دخترانه و جنس عروسک پارچه هست نه پلاستیک.
کلمات دیگر: