کلمه جو
صفحه اصلی

stereoscopic


معنی : برجسته بین
معانی دیگر : برجسته نمایشی، وابسته به برجسته نمایی، برجسته بینی

انگلیسی به فارسی

برجسته بینی، برجسته بین


استریوسکوپی، برجسته بین


انگلیسی به انگلیسی

• of or pertaining to stereoscopy; of or pertaining to a stereoscope

دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] استریو اسکوپ واژه ای برای اشاره به تصویر دیداری سه بعدی که با استفاده از دو تصویر اندکی متفاوت ساخته می شود که در مغز انسان با یکدیگر ترکیب شده و به صورت عمق دار به نظر می رسد.

مترادف و متضاد

برجسته بین (صفت)
stereoscopic

جملات نمونه

1. The embracing stereoscopic action gives a truer measure of volume, mass and space.
[ترجمه ترگمان]اقدام embracing شامل یک معیار واقعی تر از حجم، جرم و فضا می شود
[ترجمه گوگل]اقدام غرق در اطراف، اندازه گیری واقعی تر از حجم، جرم و فضا را می دهد

2. To fully comprehend space we need stereoscopic touch, hearing and vision.
[ترجمه ترگمان]برای درک کامل فضا نیاز به لمس، شنوایی و بینایی داریم
[ترجمه گوگل]برای فهم کامل فضا، نیاز به لمس، شنیدن و بینایی است

3. This guy was from stereoscopic vision.
[ترجمه ترگمان] این یارو از دید stereoscopic بود
[ترجمه گوگل]این پسر از بینش کلیشه ای بود

4. TV micro stereoscopic imaging system is used as the stereoscopic visual sensor of a micromanipulation system.
[ترجمه ترگمان]سیستم تصویربرداری میکرو stereoscopic به عنوان حسگر دیداری stereoscopic یک سیستم micromanipulation استفاده می شود
[ترجمه گوگل]سیستم تصویربرداری میکرو استریوسکوپی تلویزیون به عنوان سنسور بصری استریو اسکوپیک سیستم micromanipulation استفاده می شود

5. This stereoscopic film is thought of as interesting.
[ترجمه ترگمان]این فیلم stereoscopic به عنوان یک موضوع جالب در نظر گرفته می شود
[ترجمه گوگل]این فیلم Stereoscopic به عنوان جالب توجه است

6. A new detect method of realizing football stereoscopic vision matching is presented based on the Binocular Vision Model in YUV color space.
[ترجمه ترگمان]یک روش تشخیص جدید تشخیص تصویر stereoscopic فوتبال، براساس مدل چشم انداز binocular در فضای رنگ YUV ارائه شده است
[ترجمه گوگل]یک روش شناسایی جدید برای تحقق تطبیق بینایی بینایی فوتبال، بر اساس مدل دید دوقطبی در فضای رنگی YUV ارائه شده است

7. Its stereoscopic shape was observed in long views, the apical and parasternal four chamber views of left ventriculum and its regurgitant extent were estimated.
[ترجمه ترگمان]شکل stereoscopic آن در نماهای درازی مشاهده شد، که بافت رویانی و parasternal چهار نمایی از ventriculum چپ و میزان regurgitant آن تخمین زده شده است
[ترجمه گوگل]شکل Stereoscopic آن در دیدگاه های طولانی مشاهده شد، آپیکال و پارامتر چهار دیدگاه محدب از ونتیچک سمت چپ و برآورد شدگی رگباریتش آن بود

8. By field test, the demo Auto - stereoscopic Display system based on single DMD can primarily get work.
[ترجمه ترگمان]در تست می دانی، سیستم نمایش خودکار Auto - stereoscopic براساس تک DMD می تواند در درجه اول کار کند
[ترجمه گوگل]با آزمایش میدان، نسخه ی نمایشی Auto-stereoscopic نمایش سیستم بر اساس DMD تنها می تواند در درجه اول کار را دریافت کند

9. Technique of hidden surface can enhance the stereoscopic effects and intuitive effects, and make the drawing express the definite shape.
[ترجمه ترگمان]تکنیک سطح پنهان می تواند اثرات stereoscopic و اثرات بصری را افزایش دهد و رسم و رسم را به شکل مشخص بیان کند
[ترجمه گوگل]تکنیک سطح پنهان می تواند اثرات Stereoscopic و اثرات بصری را افزایش دهد و طراحی را به شکل قطعی نشان دهد

10. Results Stereoscopic vision was associated with optic vision, anisometropia, operation time and age.
[ترجمه ترگمان]نتایج stereoscopic نتایج با دیدگاه بینایی، anisometropia، زمان بهره برداری و عصر همراه بود
[ترجمه گوگل]نتایج: بینایی بینایی، چشم انداز بینایی، آنیسومتری، زمان عمل و سن ارتباط داشت

11. Timothy Spahr, 2 peered through a stereoscopic microscope, shook his head and looked again.
[ترجمه ترگمان]تیم وتی Spahr ۲ با دقت به زیر میکروسکوپ stereoscopic نگاه کرد و سرش را تکان داد و دوباره نگاه کرد
[ترجمه گوگل]تیموتی فاپر، 2 از طریق یک میکروسکوپ استریوسکوپی تماشا کرد، سرش را تکان داد و دوباره نگاه کرد

12. They also show in relief when viewed as a stereoscopic pair.
[ترجمه ترگمان]آن ها همچنین هنگامی که به عنوان یک جفت stereoscopic دیده می شوند، با آسودگی خاطر نشان می دهند
[ترجمه گوگل]آنها وقتی که به عنوان یک جفت استریوسکوپی نگاه می کنند، در تسکین می یابند

13. Single-frame shots of a site or feature are usual, although stereoscopic pairs of obliques considerably assist subsequent interpretation.
[ترجمه ترگمان]عکس های بدون فریم از یک سایت یا ویژگی معمول هستند، اگر چه stereoscopic جفت از obliques به طور قابل توجهی به تفسیر بعدی کمک می کنند
[ترجمه گوگل]عکسهای یک فریم از یک سایت یا ویژگی معمول است، هر چند جفت های استریوکوپیک از obliques به طور قابل توجهی به تفسیر بعدی کمک می کند

14. His was a household name when the craze for stereoscopic views was fashionable.
[ترجمه ترگمان]در آن هنگام بود که جنون او مد روز بود
[ترجمه گوگل]او نام خانوادگی خود را زمانی که ملاحظات دیدگاه های استریوسکوپیک مدرن بود


کلمات دیگر: