تقسیم بندی، مربع کردن، مجذور کردن، چهارگوش کردن، بتوان دوم بردن، وفق دادن، جور دراوردن، واریز کردن
squaring
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• forming into a square
دیکشنری تخصصی
[برق و الکترونیک] مجذور کردن
[ریاضیات] به توان دو رساندن، تربیع
[ریاضیات] به توان دو رساندن، تربیع
کلمات دیگر: