کلمه جو
صفحه اصلی

shielding


معنی : استحفاظ
معانی دیگر : استحفاظ

انگلیسی به فارسی

استحفاظ


محافظ، استحفاظ


دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] استحفاظ
[برق و الکترونیک] حفاظت پوشش ی محفظه رسانایی که عبور تداخل بسامد -رادیویی (RFI) ،تخلیه الکتروستاتیک (ESD) یا میدانهای مغناطیسی را سد می کند. RFI و ESD را می توان با پرده فلزی ،ورق فلزی سوراخ دار یاورقه فلزی سد کرد ،میدانهای مغناطیسی را باید با ورقه های مومتال سد کرد.
[پلیمر] پوشیدگی، سپر شدن

مترادف و متضاد

استحفاظ (اسم)
shielding

جملات نمونه

1. Shielding his eyes from the bright light, he looked far out to sea to watch for the ship's arrival.
[ترجمه ترگمان]چشمانش را از نور روشن رها کرد و به سمت دریا به سمت دریا نگاه کرد تا به آمدن کشتی نگاه کند
[ترجمه گوگل]چشمانش را از نور روشن محافظت می کرد و به سمت دریا نگاه می کرد تا از ورود کشتی دیدن کند

2. Your son suffers from your excessive shielding.
[ترجمه ترگمان]پسرت از حفاظت بیش از حد تو رنج میبره
[ترجمه گوگل]فرزند شما از محافظت بیش از حد شما رنج می برد

3. He held up his hands, shielding his eyes from the sun.
[ترجمه ترگمان]دستانش را بالا گرفت و از خورشید چشم دوخت
[ترجمه گوگل]او دستانش را نگه داشت، چشم هایش را از خورشید محافظت می کرد

4. Police believe that somebody is shielding the killer.
[ترجمه ترگمان]پلیس بر این باور است که یک نفر از قاتل محافظت می کند
[ترجمه گوگل]پلیس بر این باور است که کسی قاتل را محافظت می کند

5. Shielding his eyes against the dust and heat with an upraised arm, he limped back to the corner and peered round.
[ترجمه ترگمان]با سر بلند به گرد و خاک و گرما نگاه کرد و لنگ لنگان به گوشه اتاق رفت و به اطراف نگاه کرد
[ترجمه گوگل]چشمانش را در برابر گرد و غبار و گرم با بازوی صاف نگه داشت، به عقب به گوشه نشست و دور را دید

6. Lunar dirt can easily be used as radiation shielding, and metals can be made as a byproduct of oxygen production.
[ترجمه ترگمان]خاک به راحتی می تواند به عنوان سپر پوششی مورد استفاده قرار گیرد و فلزات را می توان محصول جانبی تولید اکسیژن ساخت
[ترجمه گوگل]خاک های خاکی به راحتی می توانند به عنوان محافظ پرتو مورد استفاده قرار گیرند و فلزات را می توان بعنوان یک محصول فرعی تولید اکسیژن تولید کرد

7. Wind shielding: the burner unit sits inside an all-around windshield offering good protection against moderate breezes.
[ترجمه ترگمان]حفاظت باد: قسمت مشعل در داخل یک شیشه جلو جلوی اتومبیل قرار می گیرد و حفاظت خوبی در برابر نسیم ملایم ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]حفاظت از باد واحدهای مشعل در داخل یک شیشه جلو در اطراف قرار می گیرد و حفاظت خوبی در برابر رطوبت متوسط ​​دارد

8. Stella tiptoed from the proscenium arch, shielding her eyes from the glare of the footlights.
[ترجمه ترگمان]استلا با نوک پنجه از روی پل جلو آمد و چشم هایش را از نور چراغ های جلوی آن پنهان کرد
[ترجمه گوگل]استالا از پشت قوس پهلوی، از چشمان او از تابش نور افکنی محافظت می کند

9. With him still carefully shielding his female companion with a large umbrella, they moved off toward the hotel entrance.
[ترجمه ترگمان]همراه او هنوز با احتیاط و با احتیاط، همراه با یک چتر بزرگ، همراه با یک چتر بزرگ، به طرف ورودی هتل حرکت کرد
[ترجمه گوگل]با وجود اینکه او همواره همراه با همسایه اش با یک چتر بزرگ بود، آنها به سمت ورودی هتل حرکت کردند

10. Substantially smaller amounts of shielding will undoubtedly admit much larger fluxes of harmful radiation.
[ترجمه ترگمان]مقادیر کوچک تر حفاظتی بدون شک، مقادیر بسیار بزرگتری از تشعشع مضر را تصدیق خواهند کرد
[ترجمه گوگل]بدون شک شکاف قابل ملاحظه ای از تابش های مضر، به طور قابل توجهی کاهش می یابد

11. The company is intent upon shielding them from the prying eyes of reporters.
[ترجمه ترگمان]این شرکت قصد دارد آن ها را از چشمان تیزبین خبرنگاران در امان نگه دارد
[ترجمه گوگل]این شرکت قصد دارد آنها را از نظر چشمگیر خبرنگاران محافظت کند

12. Local doses are often underestimated and plexiglass shielding converts some energy into penetrating gamma radiation.
[ترجمه ترگمان]دوزهای محلی اغلب دست کم گرفته می شوند و شیشه plexiglass برخی از انرژی را در نفوذ به اشعه گاما احیا می کند
[ترجمه گوگل]دوزهای موضعی اغلب دست کم گرفته می شوند و محافظ پلکسی گلاس برخی انرژی را به اشعه گاما نفوذ می دهد

13. Down Commercial Street came two others, shielding their faces from the newspaper camera men with fur muffs and boas.
[ترجمه ترگمان]خیابان تجارتی، دو نفر دیگر را دید که چهره خود را از دوربین روزنامه با muffs و boas پنهان کرده بودند
[ترجمه گوگل]خیابان تجاری پایین دو نفر دیگر را برداشت، چهره های خود را از روزنامه های دوربین های دیجیتال محافظت می کردند

14. As noted earlier, water is the most useful shielding material against cosmic rays and solar protons.
[ترجمه ترگمان]همان طور که قبلا اشاره شد، آب موثرترین ماده حفاظتی در برابر اشعه های کیهانی و پروتون ها است
[ترجمه گوگل]همانطور که قبلا اشاره شد، آب مواد مفید محافظتی علیه اشعه های کیهانی و پروتون های خورشید است

پیشنهاد کاربران

سپر محافظ

shielding ( فیزیک )
واژه مصوب: سپرگذاری
تعریف: کاهش دادن تابش های هسته ای در عبور از ناحیه ای به ناحیۀ دیگر با استفاده از سپر/ حفاظ|||متـ . حفاظ گذاری


کلمات دیگر: