گیج، گلدوزی کردن، بشکل شاخ و برگ در اوردن
sprigged
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• decorated with a pattern of small branches
جملات نمونه
1. Decorate with a sprig of mint .
[ترجمه ترگمان]decorate با شاخه گل نعناع
[ترجمه گوگل]تزئین یک نخ مخصوص نعناع
[ترجمه گوگل]تزئین یک نخ مخصوص نعناع
2. I decorated the fruit salad with a sprig of mint.
[ترجمه ترگمان]سالاد میوه را با شاخه نعناع تزئین کردم
[ترجمه گوگل]من سالاد میوه را با یک نخ نعناع تزئین کردم
[ترجمه گوگل]من سالاد میوه را با یک نخ نعناع تزئین کردم
3. Garnish with mint sprigs.
[ترجمه ترگمان]Garnish با یک عالم نعناع
[ترجمه گوگل]گلابی نعنا با گلابی نعنا
[ترجمه گوگل]گلابی نعنا با گلابی نعنا
4. He wore a sprig of lilac in his button hole.
[ترجمه ترگمان]یک شاخه گل یاس بنفش پوشیده بود
[ترجمه گوگل]او در شاخه سوراخ دکمه ی خود یک شاخه ی یاس بنفش داشت
[ترجمه گوگل]او در شاخه سوراخ دکمه ی خود یک شاخه ی یاس بنفش داشت
5. Garnish the dish with sprigs of parsley.
[ترجمه ترگمان]یک عالم جعفری با یک عالم جعفری
[ترجمه گوگل]طعم آن را با چاشنی جعفری طعم دهید
[ترجمه گوگل]طعم آن را با چاشنی جعفری طعم دهید
6. Garnish the guacamole with chilli powder or coriander sprigs, then serve in the centre of a plate of tortilla chips.
[ترجمه ترگمان]سپس guacamole را با پودر فلفل چیلی یا sprigs گشنیز تمیز کنید و سپس در مرکز یک بشقاب از چیپس tortilla کار کنید
[ترجمه گوگل]گواامول را با پودر چیلی یا گیاهان کاه گندم تزئین کنید، سپس در مرکز یک برگ از چیپس چغندر قرار دهید
[ترجمه گوگل]گواامول را با پودر چیلی یا گیاهان کاه گندم تزئین کنید، سپس در مرکز یک برگ از چیپس چغندر قرار دهید
7. Cut a slice of smoked salmon into 10 thin strips, place on top and garnish with dill sprigs.
[ترجمه ترگمان]یک تکه ماهی آزاد دود شده را به ۱۰ نوار باریک ببرید و یک garnish با dill sprigs قرار دهید
[ترجمه گوگل]برش تلخ ماهی قزل آلود دودی را به 10 نوار نازک بریزید و در بالای آن بگذارید و با شاخه های درخت نارگیل را تمیز کنید
[ترجمه گوگل]برش تلخ ماهی قزل آلود دودی را به 10 نوار نازک بریزید و در بالای آن بگذارید و با شاخه های درخت نارگیل را تمیز کنید
8. Decorate with a slice of kiwi and a sprig of mint.
[ترجمه ترگمان]decorate با یک تکه کیوی و یک شاخه نعناع
[ترجمه گوگل]با یک تکه از کیوی و یک نخ نعناع تزئین کنید
[ترجمه گوگل]با یک تکه از کیوی و یک نخ نعناع تزئین کنید
9. We have also had great success with grapevine cuttings and herb sprigs, such as basil and thyme.
[ترجمه ترگمان]ما همچنین موفقیت بزرگی با شاخه های انگور و sprigs گیاهی مانند ریحان و آویشن داشتیم
[ترجمه گوگل]ما همچنین با قلمه انگور و گیاهان دارویی مانند ریحان و آویشن زندگی می کنیم
[ترجمه گوگل]ما همچنین با قلمه انگور و گیاهان دارویی مانند ریحان و آویشن زندگی می کنیم
10. They finished their drinks and as they got up from the table Fernando plucked a sprig of jasmine from the pergola.
[ترجمه ترگمان]drinks را به پایان رساندند، و همچنان که از کنار میز برخاستند، فرناندو یک شاخه گل یاس را از the بیرون کشید
[ترجمه گوگل]آنها نوشیدنی های خود را به پایان رساندند و از آنجا که فرناندو از صندلی بلند شد، یک گل یاسمن را از حیاط بیرون آورد
[ترجمه گوگل]آنها نوشیدنی های خود را به پایان رساندند و از آنجا که فرناندو از صندلی بلند شد، یک گل یاسمن را از حیاط بیرون آورد
11. Garnish with a sprig of basil.
[ترجمه ترگمان] Garnish \"با یه شاخه\" ریحان \"- ه\"
[ترجمه گوگل]با یک شاخه ریحان جلا دهید
[ترجمه گوگل]با یک شاخه ریحان جلا دهید
12. Garnish with sprigs of parsley or a few fresh tarragon leaves and serve with crusty bread.
[ترجمه ترگمان]انواع جعفری و جعفری و چند برگ تازه tarragon را با نان خشک serve
[ترجمه گوگل]چاشنی زنجبیل از جعفری یا چند برگ تازه تهرگون و خدمت با نان خربزه
[ترجمه گوگل]چاشنی زنجبیل از جعفری یا چند برگ تازه تهرگون و خدمت با نان خربزه
13. Garnish with basil sprigs and shaved cheese.
[ترجمه ترگمان]garnish with و پنیر را اصلاح کنید
[ترجمه گوگل]چاشنی با شاخه های ریحان و پنیر تراشیده شده
[ترجمه گوگل]چاشنی با شاخه های ریحان و پنیر تراشیده شده
14. A dark, intense, semi-smiling stare, as if the sprig of white heather was not charity but compulsory.
[ترجمه ترگمان]یک نگاه به رنگ تیره و نیمه خندان و نیمه خندان، انگار که شاخه درخت سفید صدقه نیست، اما اجباری
[ترجمه گوگل]تاریکی، شدید، نیمه خندان خیره شدن، به نظر می رسد که نخ پنبه سفید خیریه اما اجباری نیست
[ترجمه گوگل]تاریکی، شدید، نیمه خندان خیره شدن، به نظر می رسد که نخ پنبه سفید خیریه اما اجباری نیست
کلمات دیگر: