کلمه جو
صفحه اصلی

axilla


چال زیربغل، زیربغل

انگلیسی به فارسی

چال زیربغل، زیربغل


(گیاه‌شناسی) بغل، کنار (axil هم می‌گویند)


axilla


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: axillae
(1) تعریف: an armpit or a corresponding part, such as the area under a bird's wing.

(2) تعریف: in botany, an axil.

• armpit (anatomy)

جملات نمونه

1. Conclusions Hypodermic injection in the medial axilla brought about a striking effect and little pain.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری تزریق hypodermic در the داخلی منجر به اثر قابل توجه و درد کمی شد
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری تزریق هیپوفیز در محیط مزیلی باعث ایجاد اثر قابل ملاحظه و درد کمی می شود

2. The late complications includes skin contractures in the axilla.
[ترجمه ترگمان]عوارض اخیر شامل contractures پوست در the می شود
[ترجمه گوگل]عوارض دیررس شامل پوسیدگی پوست در زیر پوست است

3. Methods: 79 cases of axilla accessory breast with hemispherical or rugged local surface were resected.
[ترجمه ترگمان]روش ها: ۷۹ مورد از breast جانبی axilla با سطح موضعی یا ناهموار، resected بودند
[ترجمه گوگل]روش ها: 79 مورد از سینه های جانبی سینه با سطح زمین نیمه قیمتی و یا ناهموار بود

4. Objective : To study the plastic treatment on axilla accessory breast.
[ترجمه ترگمان]هدف: مطالعه رفتار پلاستیک بر روی سینه لوازم جانبی axilla
[ترجمه گوگل]هدف: مطالعه درمان پلاستیکی در سینه سینه آسیب دیده

5. Proper placement of the axillary roll is under the thorax caudad to the axilla.
[ترجمه ترگمان]جای مناسب of axillary زیر قفسه سینه caudad تا the قرار دارد
[ترجمه گوگل]قرار دادن مناسب رول زیر باریک زیر سینه قفسه سینه تا axilla است

6. Armpit, axilla, axillary cavity, axillary fossa.
[ترجمه ترگمان]فرورفتگی زیر بغل، فرورفتگی زیر بغل، فرورفتگی زیر بغل
[ترجمه گوگل]شکاف، زیر بغل، حفره زیر بغل، حفره زیر بغل

7. Objective To find out the ideal correct method of the cure serious special axilla - chest scar.
[ترجمه ترگمان]هدف از این کار یافتن روش صحیح ایده آل برای درمان زخم سینه خاص است
[ترجمه گوگل]هدف برای پیدا کردن روش ایده آل مناسب از درمان جدی خاص اسکیزوفرن سینه - سینه

8. The patients of non-reserved intercostobrachial nerves had abnormal sensation on the skin of medial upper arms and axilla after operation, even feeling pain or cauterize.
[ترجمه ترگمان]بیماران non intercostobrachial دارای احساسات غیر عادی بودند و بعد از عمل جراحی، حتی احساس درد یا ناراحتی می کردند
[ترجمه گوگل]بیمارانی که از اعصاب اینترکوستوبراچیلی جدا نشده بودند، حساسیت غیرطبیعی بر روی پوست سینه ها و زیر سینه های داخلی داشتند، حتی احساس درد و یا سوزاندن

9. Be sure that the restraint does not rub child's axilla or wrist.
[ترجمه ترگمان]اطمینان حاصل کنید که قید و بنده ای انگشتان دست و یا مچ دست کودک را مالش نمی دهد
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که محرمانه آستانه یا مچ دست کودک را مالش ندهد

10. Examination of remaining parts of the body, including interdigital webs, axilla and periumbilical area, revealed no signs of scabies.
[ترجمه ترگمان]بررسی بخش های باقیمانده بدن از جمله شبکه های interdigital، axilla و periumbilical، هیچ نشانه ای از scabies نشان نداد
[ترجمه گوگل]بررسی قسمت های باقی مانده بدن، از جمله شبکه های بین دنده ای، ناحیه آگزیلا و پریومیبالیال، نشانه هایی از چروک ها را نشان نمی دهد

11. Polythelia and polymastia usually occur along the embryonic milk lines extending from the axilla to the groin.
[ترجمه ترگمان]Polythelia و polymastia معمولا در امتداد خطوط شیر embryonic که از the تا کشاله ران امتداد دارند، رخ می دهند
[ترجمه گوگل]Polythelia و polomustia معمولا در طول خطوط شیر جنین گسترش می یابد از axilla به کشاله ران


کلمات دیگر: