• cognizant of, conscious of, having knowledge of
aware of
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
هوشیار از
به خوبی دانستن
Im aware of north
من به منطقه شمال به خوبی اگاهم
یاحق
Im aware of north
من به منطقه شمال به خوبی اگاهم
یاحق
فهمیدن از
آگاهی از
i'm aware of that یعنی :در جریان هستم
اگاهی داشتن
آگاه از ، مطلع ار
هماهنگ بودن
کلمات دیگر: