رها شده، برباد دادن، تلف کردن
squandered
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• wasted, frittered away, misused
جملات نمونه
1. his children became extravagant and squandered his wealth
فرزندانش ولخرج شدند و ثروت او را برباد دادند.
2. The home team squandered a number of chances in the first half.
[ترجمه ترگمان]تیم خانگی در نیمه اول تعدادی از فرصت ها را به هدر داد
[ترجمه گوگل]تیم خانگی در نیمه اول چندین شانس را از دست داد
[ترجمه گوگل]تیم خانگی در نیمه اول چندین شانس را از دست داد
3. He's squandered all his savings on drink.
[ترجمه ترگمان]تمام savings را صرف مشروب کرده است
[ترجمه گوگل]او تمام پس اندازهای خود را در نوشیدنی رها می کند
[ترجمه گوگل]او تمام پس اندازهای خود را در نوشیدنی رها می کند
4. He squandered too much time watching TV.
[ترجمه ترگمان]اون زمان زیادی رو با دیدن تلویزیون هدر داد
[ترجمه گوگل]او زمان زیادی را صرف تماشای تلویزیون می کند
[ترجمه گوگل]او زمان زیادی را صرف تماشای تلویزیون می کند
5. She squandered her chances of winning.
[ترجمه ترگمان]او شانس برنده شدن را به هدر داد
[ترجمه گوگل]او شانس برنده شدن را از دست داد
[ترجمه گوگل]او شانس برنده شدن را از دست داد
6. They squandered the profits on expensive cars.
[ترجمه ترگمان]آن ها سود خودروهای گران قیمت را هدر دادند
[ترجمه گوگل]آنها سود خود را در اتومبیل های گرانبها خراب کردند
[ترجمه گوگل]آنها سود خود را در اتومبیل های گرانبها خراب کردند
7. Ireland squandered several chances, including a penalty that cost them the game.
[ترجمه ترگمان]ایرلند شانس های متعددی را به هدر داد، از جمله یک جریمه که برای آن ها هزینه بازی را به همراه داشت
[ترجمه گوگل]ایرلند شانس چندانی دارد، از جمله یک مجازات که آنها را به بازی هزینه می کند
[ترجمه گوگل]ایرلند شانس چندانی دارد، از جمله یک مجازات که آنها را به بازی هزینه می کند
8. My uncle squandered all his money on gambling.
[ترجمه ترگمان]عموی من همه پول های خود را به قمار باخته بود
[ترجمه گوگل]عموی من تمام پولش را در قمار رها کرد
[ترجمه گوگل]عموی من تمام پولش را در قمار رها کرد
9. He had squandered his chances to win.
[ترجمه ترگمان]او فرصت پیروزی خود را به هدر داده بود
[ترجمه گوگل]او شانس خود را برای پیروزی نابود کرد
[ترجمه گوگل]او شانس خود را برای پیروزی نابود کرد
10. He squandered his money on gambling and drink.
[ترجمه ترگمان]پول خود را صرف قمار و نوشیدن کرد
[ترجمه گوگل]او پول خود را در قمار و نوشیدن رها کرد
[ترجمه گوگل]او پول خود را در قمار و نوشیدن رها کرد
11. The birds in the tree squandered as they heard the noises.
[ترجمه ترگمان]پرندگان در درخت، همان طور که صداها را شنیدند، به هدر رفت
[ترجمه گوگل]پرندگان درختی که سر و صدای شنیده می شوند رها می شوند
[ترجمه گوگل]پرندگان درختی که سر و صدای شنیده می شوند رها می شوند
12. Collectively they squandered their pricing power in short order.
[ترجمه ترگمان]در مجموع، آن ها قدرت قیمت گذاری خود را به طور خلاصه از دست دادند
[ترجمه گوگل]به طور خلاصه، قیمت آنها را به صورت کوتاه مرتکب شد
[ترجمه گوگل]به طور خلاصه، قیمت آنها را به صورت کوتاه مرتکب شد
13. Chelsea squandered enough chances to have won by six goals.
[ترجمه ترگمان]چلسی به اندازه کافی شانس برنده شدن شش گل را به دست آورد
[ترجمه گوگل]چلسی شانس کافی برای شش گل زده دارد
[ترجمه گوگل]چلسی شانس کافی برای شش گل زده دارد
14. Were the taxpayers' millions squandered on cheap shortcuts?
[ترجمه ترگمان]آیا مالیات دهندگان میلیونها دلار از راه های میان بر ارزان قیمت هدر رفته بودند؟
[ترجمه گوگل]آیا میلیونها مالیات دهندگان در میان گزینه های ارزان قیمت قرار گرفتند؟
[ترجمه گوگل]آیا میلیونها مالیات دهندگان در میان گزینه های ارزان قیمت قرار گرفتند؟
15. Because they had squandered all their cash, they each had bank overdrafts of around £500.
[ترجمه ترگمان]چون آن ها تمام وجوه نقد خود را هدر داده بودند، هر یک از آن ها حدود ۵۰۰ پوند پول داشتند
[ترجمه گوگل]از آنجا که آنها تمام پول نقد خود را خراب کردند، هرکدام از آنها بیش از 500 پوند بودجه را پرداخت کردند
[ترجمه گوگل]از آنجا که آنها تمام پول نقد خود را خراب کردند، هرکدام از آنها بیش از 500 پوند بودجه را پرداخت کردند
پیشنهاد کاربران
تلف کردن،
بر باد دادن
بر باد دادن
کلمات دیگر: