کلمه جو
صفحه اصلی

spring roll


(noun) نوعی پیش غذا مخصوصا در آسیا (همانند پیراشکی)

انگلیسی به فارسی

نوعی پیش غذا مخصوصا در آسیا (همانند پیراشکی)


رول بهار


انگلیسی به انگلیسی

• egg roll, asian dish in which dough is wrapped around a rice and egg mixture and then is fried
a spring roll is an item of chinese food consisting of a small roll of thin pastry filled with vegetables and sometimes meat, and cooked in oil.

جملات نمونه

1. Spring rolled around again.
[ترجمه ترگمان]بهار دوباره به گردش درآمد
[ترجمه گوگل]بهار در اطراف دوباره چرخید

2. Spring rolled round again.
[ترجمه ترگمان]بهار دوباره به گردش درآمد
[ترجمه گوگل]بهار دوباره دور گردید

3. Separate the net spring roll wrappers carefully and then set aside.
[ترجمه ترگمان]the را جدا می کنم و با دقت بسته بندی می کنم و بعد به کناری می روم
[ترجمه گوگل]دوربین های رولر روتاری را به دقت جدا کنید و سپس کنار بگذارید

4. Is there any regional snacks in Yichang ? Spring roll, Fried Turnip Dumpling and Yuxincao.
[ترجمه ترگمان]آیا میان وعده های منطقه ای در Yichang وجود دارد؟ رول بهار، turnip Fried و Yuxincao
[ترجمه گوگل]آیا تنقلات منطقه ای در ایچانگ وجود دارد؟ رول اسپرینگ، کیک پودری و Yuxincao

5. We want to give you a spring roll to express our appologize.
[ترجمه ترگمان]ما می خوایم به تو یه رول بهار بدیم تا appologize رو بیان کنه
[ترجمه گوگل]ما می خواهیم به شما یک رول بهار بدهیم تا صدای ما را ابراز کند

6. This guy should consider a career in spring roll.
[ترجمه ترگمان]این فرد باید یک شغل را در رول بهار در نظر بگیرد
[ترجمه گوگل]این پسر باید یک حرفه را در رول بهار در نظر بگیرد

7. Please try to see the film, Arquette tells the restaurant, with all the fibrous texture of a spring roll.
[ترجمه ترگمان]Arquette به رستوران می گوید: لطفا سعی کنید فیلم را ببینید
[ترجمه گوگل]لطفا سعی کنید این فیلم را ببینید، آرکت به رستوران با تمام بافت فیبری یک رول بهار می گوید

8. It brightens traditional noodle soups and adds a tangy note to spring rolls.
[ترجمه ترگمان]سوپ نودل سنتی را روشن می کند و یک یادداشت تند و تند به rolls بهاره اضافه می کند
[ترجمه گوگل]این سوپ رشته فرنگی سنتی را روشن می کند و یک یادداشت لکه دار برای رول های بهار اضافه می کند

9. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!

10. At a second meeting a Chinese restaurant, where he a spring roll without eating it.
[ترجمه ترگمان]در جلسه دوم یک رستوران چینی که در آن یک غلت بهاری بدون غذا خوردن داشت
[ترجمه گوگل]در جلسه دوم یک رستوران چینی، جایی که او یک رول بهار بدون خوردن آن است

11. By the way, I miss Mom's Peking roast duck and spring roll very much!
[ترجمه ترگمان]راستی، دلم برای اردک سرخ شده مامانی و spring تنگ شده!
[ترجمه گوگل]به هر حال، من از دست دادن پستان کباب پستان مادر و بهار رول بسیار!

12. By the way, I miss Mom's eight - treasure rice pudding and spring roll very much!
[ترجمه ترگمان]به هر حال، دلم برای دسر eight تنگ شده پودینگ برنج و spring خیلی زیاد تنگ شده
[ترجمه گوگل]به هر حال، من از دست دادن هشت گوزن پودینگ برنج مامان و رول بهار بسیار!

13. Cable reel set up institutions that can be reversed to avoid the broken spring roll reversal.
[ترجمه ترگمان]حلقه کابل نهادهایی را تشکیل می دهد که می توانند برعکس شوند تا از برگشت فنری فشرده فنر اجتناب کنند
[ترجمه گوگل]کولر کابل ایجاد موسسات است که می تواند معکوس برای جلوگیری از چرخش شکسته بهار رول

14. Buy: canned food, dried food, confectionery, nut, frozen fish, frozen vegetable, spring roll.
[ترجمه ترگمان]خرید: غذای کنسرو شده، غذای خشک، شیرینی، آجیل، ماهی منجمد، سبزیجات منجمد، roll بهاره
[ترجمه گوگل]خرید کنسرو، مواد غذایی خشک، قنادی، مهره، ماهی یخ زده، سبزیجات منجمد، رول بهار


کلمات دیگر: