گسترش یافته است
spread over
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• pulled; stretched out on
جملات نمونه
1. The plague has spread over many states.
[ترجمه ترگمان]طاعون در بسیاری از کشورها گسترش یافته است
[ترجمه گوگل]طاعون در بسیاری از کشورها پخش شده است
[ترجمه گوگل]طاعون در بسیاری از کشورها پخش شده است
2. A network of railways has spread over the province.
[ترجمه ترگمان]شبکه راه آهن در سرتاسر این استان گسترش یافته است
[ترجمه گوگل]شبکه ای از راه آهن در سراسر استان گسترش یافته است
[ترجمه گوگل]شبکه ای از راه آهن در سراسر استان گسترش یافته است
3. What he studied spread over many fields.
[ترجمه ترگمان]آنچه مطالعه می کرد در بسیاری از زمینه ها گسترده بود
[ترجمه گوگل]آنچه که او مورد مطالعه در بسیاری از زمینه ها گسترش یافته است
[ترجمه گوگل]آنچه که او مورد مطالعه در بسیاری از زمینه ها گسترش یافته است
4. The course is spread over two years.
[ترجمه ترگمان]این درس بیش از دو سال گسترش یافته است
[ترجمه گوگل]این دوره بیش از دو سال است
[ترجمه گوگل]این دوره بیش از دو سال است
5. One or two of the subjects she selected spread over into the following year.
[ترجمه ترگمان]یکی دو نفر از موضوعاتی که او انتخاب کرده بود در سال بعد گسترش یافت
[ترجمه گوگل]یکی از دو موضوع او انتخاب شده است به سال بعد
[ترجمه گوگل]یکی از دو موضوع او انتخاب شده است به سال بعد
6. A thin-lipped smile spread over the captain's face.
[ترجمه ترگمان]لبخند بی رمقی روی صورت سروان پهن شد
[ترجمه گوگل]یک لبخند نازک روی صورت کاپیتان پخش شد
[ترجمه گوگل]یک لبخند نازک روی صورت کاپیتان پخش شد
7. The water spread over the floor.
[ترجمه ترگمان]آب روی زمین پخش شد
[ترجمه گوگل]آب بر روی زمین پخش شد
[ترجمه گوگل]آب بر روی زمین پخش شد
8. The crash left wreckage spread over a wide area.
[ترجمه ترگمان]خرابی های باقی مانده از این حادثه بر فراز یک منطقه گسترده پخش شد
[ترجمه گوگل]سقوط هواپیمای سقوط کرد در سراسر منطقه گسترده ای گسترش یافته است
[ترجمه گوگل]سقوط هواپیمای سقوط کرد در سراسر منطقه گسترده ای گسترش یافته است
9. The course takes forty hours, spread over twenty weeks.
[ترجمه ترگمان]این دوره چهل ساعت طول می کشد، و در طول بیست هفته پخش می شود
[ترجمه گوگل]این دوره 40 ساعت است، بیش از بیست هفته گسترش یافته است
[ترجمه گوگل]این دوره 40 ساعت است، بیش از بیست هفته گسترش یافته است
10. The pesticide was spread over the vegetable plot.
[ترجمه ترگمان]آفت کش روی زمین سبزی پخش شد
[ترجمه گوگل]این آفت کش ها بر روی طرح سبزیجات پخش شد
[ترجمه گوگل]این آفت کش ها بر روی طرح سبزیجات پخش شد
11. A relieved smile spread over his face.
[ترجمه ترگمان]لبخندی ازسر آسودگی بر چهره اش نشست
[ترجمه گوگل]یک لبخند تسکین دهنده روی صورتش پدیدار شد
[ترجمه گوگل]یک لبخند تسکین دهنده روی صورتش پدیدار شد
12. The project should be spread over ten weeks.
[ترجمه ترگمان]پروژه باید بیش از ده هفته گسترش یابد
[ترجمه گوگل]این پروژه باید بیش از ده هفته گسترش یابد
[ترجمه گوگل]این پروژه باید بیش از ده هفته گسترش یابد
13. Her ashes were spread over the sea.
[ترجمه ترگمان]خاکستر او روی دریا گسترده شده بود
[ترجمه گوگل]خاکستر او بر روی دریا پخش شد
[ترجمه گوگل]خاکستر او بر روی دریا پخش شد
14. A pink flush spread over his cheeks.
[ترجمه ترگمان]سرخی سرخی بر گونه هایش جاری شد
[ترجمه گوگل]فریز صورتی روی گونه هایش گسترش یافته است
[ترجمه گوگل]فریز صورتی روی گونه هایش گسترش یافته است
15. A slow smile spread over her face.
[ترجمه ترگمان]لبخند آرامی بر چهره اش نشست
[ترجمه گوگل]لبخند آهسته روی صورتش پخش شد
[ترجمه گوگل]لبخند آهسته روی صورتش پخش شد
کلمات دیگر: