جایزه دادن، اعطا کردن، سپردن، امانت گذاردن
awarding
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• granting, bestowing, presenting (of an award)
جملات نمونه
1. He attacked greedy bosses for awarding themselves big rises.
[ترجمه ترگمان]او به bosses حریص برای اینکه خود را بزرگ کنند، حمله کرد
[ترجمه گوگل]او برای اعطای خود به ارتش بزرگ به کارگران مزاحم حمله کرد
[ترجمه گوگل]او برای اعطای خود به ارتش بزرگ به کارگران مزاحم حمله کرد
2. The referee looked across at his linesman before awarding the penalty.
[ترجمه ترگمان]داور قبل از اعطای مجازات به linesman خود نگاه کرد
[ترجمه گوگل]داور قبل از اعطای مجازات، سرپرست تیمش را نگاه کرد
[ترجمه گوگل]داور قبل از اعطای مجازات، سرپرست تیمش را نگاه کرد
3. Referee Michael Reed had no hesitation in awarding a penalty.
[ترجمه ترگمان]مایکل رید، داور مسابقه، در اعطای یک جریمه تردید نداشت
[ترجمه گوگل]داور مایکل رید بدون تردید در اعطای مجازات است
[ترجمه گوگل]داور مایکل رید بدون تردید در اعطای مجازات است
4. The government is awarding small, pump-priming grants to single mothers who are starting their own businesses.
[ترجمه ترگمان]دولت در حال اعطای کمک های مالی اندک به مادرانی است که کسب وکار خود را آغاز می کنند
[ترجمه گوگل]دولت اعطای کمک های کوچک و پمپ به مادران مجرد که کسب و کار خود را شروع می کنند، اعطا می کند
[ترجمه گوگل]دولت اعطای کمک های کوچک و پمپ به مادران مجرد که کسب و کار خود را شروع می کنند، اعطا می کند
5. As yet, no awarding body is involved in this part of the process for the funeral industry.
[ترجمه ترگمان]در عین حال، هیچ گونه awarding در این بخش از فرآیند برای صنعت مراسم تدفین دخیل نیست
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، هیچ جناح مجاز در این بخش از روند برای صنعت مراسم تشییع جنازه دخیل نیست
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، هیچ جناح مجاز در این بخش از روند برای صنعت مراسم تشییع جنازه دخیل نیست
6. Reducing taxes, reducing rents, awarding more prizes on the trust fund, reducing administrative charges, reducing insurance fund contributions?
[ترجمه ترگمان]کاهش مالیات ها، کاهش اجاره، اعطای جوایز بیشتر به صندوق امانی، کاهش هزینه های اداری، کاهش مشارکت صندوق بیمه؟
[ترجمه گوگل]کاهش مالیات، کاهش اجاره، جایزه بیشتر در صندوق اعتماد، کاهش هزینه های اداری، کاهش سهم صندوق بیمه
[ترجمه گوگل]کاهش مالیات، کاهش اجاره، جایزه بیشتر در صندوق اعتماد، کاهش هزینه های اداری، کاهش سهم صندوق بیمه
7. We hope that the awarding of the contract will help to safeguard our national electronic warfare capability well into the next century.
[ترجمه ترگمان]ما امیدواریم که اعطای قرارداد به حفظ قابلیت جنگ الکترونیکی ملی ما در قرن بعد کمک کند
[ترجمه گوگل]ما امیدواریم که اعطای قرارداد به حفظ امنیت ملی توانایی های الکترونیکی خود در قرن آینده کمک کند
[ترجمه گوگل]ما امیدواریم که اعطای قرارداد به حفظ امنیت ملی توانایی های الکترونیکی خود در قرن آینده کمک کند
8. The board voted 8-1 Tuesday in favor of awarding the grant for the shelter at 341 Eddy St.
[ترجمه ترگمان]هیات مدیره ۸ - ۱ سه شنبه به نفع اعطای کمک به پناه گاه در ۳۴۱ خیابان سن رای داد
[ترجمه گوگل]هیئت مدیره روز سه شنبه 8-1 را به نفع اعطای کمک هزینه پناهندگی در 341 ادی سنت
[ترجمه گوگل]هیئت مدیره روز سه شنبه 8-1 را به نفع اعطای کمک هزینه پناهندگی در 341 ادی سنت
9. C., jury awarding Food Lion $ 5 million in damages for fraud and trespassing.
[ترجمه ترگمان]سی ان ان، هیات داوران به مبلغ ۵ میلیون دلار خسارت به کلاهبرداری و تجاوز به املاک وارد کردند
[ترجمه گوگل]C, هیئت منصفه اعطای شیر غذا 5 میلیون دلار به خسارت برای تقلب و تجاوز به عنف
[ترجمه گوگل]C, هیئت منصفه اعطای شیر غذا 5 میلیون دلار به خسارت برای تقلب و تجاوز به عنف
10. The awarding of rehabilitation loans and grants still awaited council approval despite the sizable waiting lists.
[ترجمه ترگمان]اعطای وام های احیا و کمک های مالی هنوز با وجود فهرست های انتظار قابل ملاحظه در انتظار تصویب شورا هستند
[ترجمه گوگل]اعطای وام های بازسازی و کمک های مالی هنوز در انتظار تایید شورای علمی، با وجود لیست انتظار های قابل توجه است
[ترجمه گوگل]اعطای وام های بازسازی و کمک های مالی هنوز در انتظار تایید شورای علمی، با وجود لیست انتظار های قابل توجه است
11. From 1969 it was awarding honorary degrees.
[ترجمه ترگمان]از سال ۱۹۶۹ اعطای مدرک افتخاری به او اهدا شد
[ترجمه گوگل]از سال 1969 مجوز افتخاری دریافت کرد
[ترجمه گوگل]از سال 1969 مجوز افتخاری دریافت کرد
12. Cheapening the awarding of decorations did not originate in a Bosnia minefield, however.
[ترجمه ترگمان]با این حال، اعطای جوایز اعطای مدال در میدان مین بوسنی به وجود نیامده است
[ترجمه گوگل]با این حال، ارزان سازی جایزه دکوراسیون در زمینه معدن بوسنی صورت نگرفته است
[ترجمه گوگل]با این حال، ارزان سازی جایزه دکوراسیون در زمینه معدن بوسنی صورت نگرفته است
13. Awarding Period: The grant-in-aid and scholarship will be awarded in each semester after applications are assessed.
[ترجمه ترگمان]دوره Awarding: کمک هزینه و بورس تحصیلی در هر ترم بعد از ارزیابی برنامه های کاربردی اعطا خواهد شد
[ترجمه گوگل]دوره جوایز: کمک هزینه تحصیلی و بورس تحصیلی در هر نیمسال پس از ارزیابی برنامه ها اعطا می شود
[ترجمه گوگل]دوره جوایز: کمک هزینه تحصیلی و بورس تحصیلی در هر نیمسال پس از ارزیابی برنامه ها اعطا می شود
14. The awarding of medals at world's fairs was an important tradition.
[ترجمه ترگمان]اعطای مدال در نمایشگاه های جهانی یک سنت مهم بود
[ترجمه گوگل]اعطای مدال در نمایشگاه های جهانی یک سنت مهم بود
[ترجمه گوگل]اعطای مدال در نمایشگاه های جهانی یک سنت مهم بود
15. The Chief Judge of the World Peace Prize Awarding Council, Hon. Lester Wolff, is an experienced and distinguished statesman who has worked hard his entire life for world peace.
[ترجمه ترگمان]The لس تر وولف، رئیس دیوان عالی صلح جهانی، یک سیاست مدار باتجربه و برجسته است که تمام عمر خود را برای صلح جهانی به سختی کار کرده است
[ترجمه گوگل]رئیس قوه قضائیه جایزه صلح جهانی، محترم لستر ولف، یک دولتمرد با تجربه و برجسته است که کل زندگی خود را برای صلح جهانی سخت کرده است
[ترجمه گوگل]رئیس قوه قضائیه جایزه صلح جهانی، محترم لستر ولف، یک دولتمرد با تجربه و برجسته است که کل زندگی خود را برای صلح جهانی سخت کرده است
کلمات دیگر: