زمان گذشته ی فعل: awake، بیدار
awoke
زمان گذشته ی فعل: awake، بیدار
انگلیسی به فارسی
زمان گذشته ساده فعل Awake
بیدار شدم، بیدار کردن، بیدار شدن، بیدار ماندن
انگلیسی به انگلیسی
( verb )
• : تعریف: past tense and past participle of awake.
• awoke is the past tense of awake.
Past Participle: awoken
جملات نمونه
1. he awoke betimes
زود از خواب برخاست.
2. i awoke at six o'clock
ساعت شش بیدار شدم.
3. china's farmers awoke from a sleep that had lasted centuries
کشاورزان چین از یک خواب چند صد ساله بیدار شدند.
4. my mother's picture awoke many memories
تصویر مادرم خاطرات زیادی را زنده کرد.
5. she drowsed off and then awoke with a start
او به خواب سبکی فرو رفت و سپس از خواب پرید.
6. the rooster crowed and i awoke
خروس بانگ زد و من بیدار شدم.
7. The sound of the heavy footsteps awoke the watchdog.
[ترجمه ترگمان]صدای قدم های سنگین سگ نگهبان را بیدار کرد
[ترجمه گوگل]صدای پیاده روی های سنگین بیدار شد
[ترجمه گوگل]صدای پیاده روی های سنگین بیدار شد
8. Though he slept soundly, he awoke instantly.
[ترجمه ترگمان]با اینکه به خواب عمیقی فرورفته بود فورا از خواب پرید
[ترجمه گوگل]اگر چه او صاف خوابید، فورا بیدار شد
[ترجمه گوگل]اگر چه او صاف خوابید، فورا بیدار شد
9. She awoke early the next morning.
[ترجمه ترگمان]صبح روز بعد، صبح زود از خواب بیدار شد
[ترجمه گوگل]صبح روز بعد او بیدار شد
[ترجمه گوگل]صبح روز بعد او بیدار شد
10. He awoke from his sleep in a cold sweat.
[ترجمه ترگمان]با عرق سردی از خواب بیدار شد
[ترجمه گوگل]او از خواب خود در عرق سرد بیدار شد
[ترجمه گوگل]او از خواب خود در عرق سرد بیدار شد
11. The following morning she awoke refreshed.
[ترجمه ترگمان]صبح روز بعد، سرحال از خواب بیدار شد
[ترجمه گوگل]صبح روز بعد بیدار شد
[ترجمه گوگل]صبح روز بعد بیدار شد
12. She awoke early after a disturbed night.
[ترجمه ترگمان]پس از یک شب مزاحم از خواب بیدار شد
[ترجمه گوگل]او بعد از یک شب ناراحت به زود بیدار شد
[ترجمه گوگل]او بعد از یک شب ناراحت به زود بیدار شد
13. She awoke when the nurse entered the room.
[ترجمه ترگمان]وقتی پرستار وارد اتاق شد، از خواب پرید
[ترجمه گوگل]وقتی پرستار وارد اتاق شد، او بیدار شد
[ترجمه گوگل]وقتی پرستار وارد اتاق شد، او بیدار شد
14. I awoke to bright sunlight filling my room. It was already midday.
[ترجمه ترگمان]از خواب بیدار شدم تا نور خورشید اتاقم را پر کنم امروز ظهر بود
[ترجمه گوگل]بیدار شدم به نور آفتاب پر از اتاقم پیش از ظهر بود
[ترجمه گوگل]بیدار شدم به نور آفتاب پر از اتاقم پیش از ظهر بود
15. She awoke to the realities of life.
[ترجمه ترگمان]با واقعیت های زندگی بیدار شد
[ترجمه گوگل]او به واقعیت های زندگی بیدار شد
[ترجمه گوگل]او به واقعیت های زندگی بیدار شد
16. The girls awoke to the sound of rain rattling on the windows.
[ترجمه ترگمان]دخترها با صدای باران که از پنجره ها به گوش می رسید بیدار شدند
[ترجمه گوگل]دختران به صدای گرمای باران در پنجره ها بیدار شدند
[ترجمه گوگل]دختران به صدای گرمای باران در پنجره ها بیدار شدند
کلمات دیگر: