کلمه جو
صفحه اصلی

bruises

انگلیسی به فارسی

کبودی، ضرب، کبود شدگی، تباره، ضغطه، کوبیدن، کبود شدن، کبود کردن، زدن، کوفته شدن


پیشنهاد کاربران

کبودی ( کوفتگی )

کبودی ها

کوفته گی

کبودی

کبودی ها
کوفتگی ها

خون مردگی

کبودی ( خون مردگی )

خراشیدگی

تاول

زخم خراش

جمع bruise
Bruise=کبودی
کبودی در اثر کوفتگی اتفاق میفته بنابراین
Bruise= کوفتگی

کبودی . کوفتگی . خراشیدگی


کلمات دیگر: