کلمه جو
صفحه اصلی

sprog

انگلیسی به انگلیسی

• (british slang) baby

جملات نمونه

1. She's got a couple of sprogs now.
[ترجمه ترگمان]الان چند تا از sprogs داره
[ترجمه گوگل]او در حال حاضر چند زنگ زده است

2. It can get really frantic when your sprogs are on the verge of starvation.
[ترجمه ترگمان]وقتی sprogs در شرف مرگ هستند خیلی عصبانی می شود
[ترجمه گوگل]هنگامی که انفجارهای شما در آستانه گرسنگی قرار می گیرند، واقعا می توانند آن را تحریک کنند

3. Being nobbut a sprog, I remember wondering why bassist Bruce was playing a guitar.
[ترجمه ترگمان]به یاد دارم که چرا \"بروس bassist\" در حال نواختن گیتار بود
[ترجمه گوگل]به هر حال یک انفجار، من به یاد داشته باشید تعجب که چرا Bassist بروس بازی گیتار

4. The only person to flash the sustained F7c was Lancashire's Ian Vicers - not bad for a sprog of only 1
[ترجمه ترگمان]تنها کسی که the sustained Ian یان Vicers بود - برای a فقط ۱ بد نبود
[ترجمه گوگل]تنها فردی که فلش F7c پایدار را داشت، جان وینز لنکشایر بود - برای یک انفجار تنها 1

5. It was a family gift, his mad Uncle Jimmy had told him when he was but a scrawny sprog.
[ترجمه ترگمان]این یک هدیه خانوادگی بود، عموی عصبانی او جیمی به او گفته بود که او فقط یک sprog است
[ترجمه گوگل]این یک هدیه خانوادگی بود، عمو جیمی، دیوانه، به او گفت وقتی که او فقط یک انفجار کوره بود


کلمات دیگر: