کلمه جو
صفحه اصلی

sprang


زمان گذشته ی: spring، گذشته gnirps

انگلیسی به فارسی

زمان گذشته ساده فعل Spring


صعود کرد، پریدن، لی لی کردن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنری داشتن


انگلیسی به انگلیسی

( verb )
• : تعریف: a past tense of spring.

• sprang is the past tense of spring.

Infinitive: spring, Past Participle: sprung


جملات نمونه

1. curses sprang to his lips
دشنام از لبانش جاری شد.

2. tears sprang from her eyes
اشک از چشمانش جاری بود.

3. zaynab sprang another surprise at us
زینب دوباره ما را شگفت زده کرد.

4. her parents sprang from wealthy landowners
والدین او از نسل زمین داران پولدار بودند.

5. the branch sprang back and hit me in the face
شاخه برگشت و به صورتم خورد.

6. the cat sprang toward the mouse
گربه جست به طرف موش

7. the horse sprang the high fence
اسب از روی نرده ی بلند پرید.

8. the ship sprang a leak
کشتی سوراخ شد.

9. the waves sprang two of the mines
امواج دو تا از مین ها را منفجر کرد.

10. the cities that sprang up overnight
شهرهایی که یک شبه به وجود آمدند

11. he stirred the fire and sparks sprang upward
آتش را هم زد و جرقه ها به هوا پریدند.

12. I just used the first excuse which sprang to mind.
[ترجمه ترگمان]همین الان از اولین بهونه ای که به ذهنم رسید استفاده کردم
[ترجمه گوگل]من فقط برای اولین بار از عذر خواهی استفاده کردم که به ذهنم رسید

13. The branch sprang back and hit him in the face.
[ترجمه ترگمان]شاخه درختی به عقب پرید و به صورت او ضربه زد
[ترجمه گوگل]شاخه به عقب برگشت و به صورتش ضربه زد

14. He sprang to his feet and rushed after her.
[ترجمه ترگمان]از جا جست و به سوی او دوید
[ترجمه گوگل]او به پاهای خود رسیده و بعد از او عجله کرد

15. Her political consciousness sprang from her upbringing when her father's illness left the family short of money.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که بیماری پدرش مقدار زیادی پول را از دست داد، آگاهی سیاسی او از طرز تربیت او به جا جست
[ترجمه گوگل]هوشیاری سیاسی او از دوره تربیت او آغاز شد، زمانی که بیماری پدرش خانواده اش را از پول کم کرد

16. A fungus of ugly little houses sprang up.
[ترجمه ترگمان]یک قارچ زشت و زشت از جا جست
[ترجمه گوگل]یک قارچ خانه های کوچک زشت رو به زوال بود

17. The door sprang open and he came in.
[ترجمه ترگمان]در باز شد و او وارد شد
[ترجمه گوگل]درب باز شد و وارد شد


کلمات دیگر: