معنی : اثر و یا نشان الودگی، لکه کثیف، کثیف کردن، الوده کردن، لکه دار کردن
معانی دیگر : چرکین کردن (رجوع شود به: smudge)، لک، لکه، جای کثیف
اثر ویا نشان الودگی، لکه کثیف، کثیف کردن، الوده کردن، لکه دار کردن
کج، لکه کثیف، اثر و یا نشان الودگی، لکه دار کردن، کثیف کردن، الوده کردن