معنی : موقعیت
state of affairs
معنی : موقعیت
انگلیسی به انگلیسی
• way of things, face of matters, description of the happenings, what is going on
a state of affairs is the general situation and circumstances connected with someone or something.
a state of affairs is the general situation and circumstances connected with someone or something.
مترادف و متضاد
موقعیت (اسم)
post, site, place, spot, situation, status, position, plight, setting, ball game, location, circumstances, station, locality, state of affairs, status quo
جملات نمونه
1. This lamentable state of affairs lasted until 194
[ترجمه ترگمان]این وضعیت رقت بار برای امور تا سال ۱۹۴ به طول انجامید
[ترجمه گوگل]این وضعیت ناراحت کننده تا سال 194 ادامه داشت
[ترجمه گوگل]این وضعیت ناراحت کننده تا سال 194 ادامه داشت
2. This is a disgraceful state of affairs and cries out for a thorough investigation.
[ترجمه ترگمان]این وضع disgraceful است و برای یک تحقیق کامل فریاد می زند
[ترجمه گوگل]این یک وضعیت شرم آور است و برای تحقیق کامل تلاش می کند
[ترجمه گوگل]این یک وضعیت شرم آور است و برای تحقیق کامل تلاش می کند
3. The present state of affairs cannot be allowed to go on.
[ترجمه ترگمان]وضعیت فعلی امور را نمی توان اجازه داد که ادامه دهد
[ترجمه گوگل]وضعیت فعلی را نمی توان اجازه داد
[ترجمه گوگل]وضعیت فعلی را نمی توان اجازه داد
4. This state of affairs can no longer be ignored.
[ترجمه ترگمان]این وضعیت امور دیگر نمی تواند نادیده گرفته شود
[ترجمه گوگل]این وضعیت امور دیگر نمی تواند نادیده گرفته شود
[ترجمه گوگل]این وضعیت امور دیگر نمی تواند نادیده گرفته شود
5. Several circumstances concurred to bring about the present state of affairs.
[ترجمه ترگمان]در بسیاری از اوضاع و احوال، اوضاع و احوال مورد موافقت قرار گرفت
[ترجمه گوگل]شرایط چندگانه برای به دست آوردن وضعیت حال حاضر موافقت کرد
[ترجمه گوگل]شرایط چندگانه برای به دست آوردن وضعیت حال حاضر موافقت کرد
6. It's a sorry state of affairs when an old lady has to wait 12 hours to see a doctor.
[ترجمه ترگمان]وقتی یک خانم پیر باید ۱۲ ساعت صبر کند تا یک دکتر ببیند
[ترجمه گوگل]این وضعیت متاسفانه زمانی است که خانم پیر باید 12 ساعت صبر کند تا یک دکتر ببیند
[ترجمه گوگل]این وضعیت متاسفانه زمانی است که خانم پیر باید 12 ساعت صبر کند تا یک دکتر ببیند
7. What has led to this unhappy state of affairs?
[ترجمه ترگمان]چه چیزی منجر به این وضع غم انگیز شده؟
[ترجمه گوگل]چه چیزی به این وضعیت ناخوشایند منجر شده است؟
[ترجمه گوگل]چه چیزی به این وضعیت ناخوشایند منجر شده است؟
8. It's a sorry state of affairs when there isn't any food in the house.
[ترجمه ترگمان]وقتی در خانه غذا نیست، این وضع خیلی تاسف باره است
[ترجمه گوگل]این وضعیت متاسفانه در زمانی اتفاق می افتد که غذا در خانه وجود ندارد
[ترجمه گوگل]این وضعیت متاسفانه در زمانی اتفاق می افتد که غذا در خانه وجود ندارد
9. What a shocking state of affairs!
[ترجمه ترگمان]چه وضع وحشتناکی!
[ترجمه گوگل]چه وضعیت تکان دهنده ای از امور!
[ترجمه گوگل]چه وضعیت تکان دهنده ای از امور!
10. How did this dangerous state of affairs come about?
[ترجمه ترگمان]این وضع خطرناک چطور پیش رفت؟
[ترجمه گوگل]چطور این وضعیت خطرناکی در موردش اتفاق افتاد؟
[ترجمه گوگل]چطور این وضعیت خطرناکی در موردش اتفاق افتاد؟
11. I must say this is a very unsatisfactory state of affairs.
[ترجمه ترگمان]باید بگویم که این وضع بسیار رضایت بخش است
[ترجمه گوگل]باید بگویم این وضعیت بسیار ناراضی است
[ترجمه گوگل]باید بگویم این وضعیت بسیار ناراضی است
12. It was a sad state of affairs when children aren't taught to read properly.
[ترجمه ترگمان]زمانی که بچه ها خواندن صحیح را یاد نمی گیرند، وضعیت غم انگیزی وجود دارد
[ترجمه گوگل]هنگامی که کودکان به درستی خواندن نمی شود، وضعیت امور غم انگیزی بود
[ترجمه گوگل]هنگامی که کودکان به درستی خواندن نمی شود، وضعیت امور غم انگیزی بود
13. She misinformed me of the real state of affairs.
[ترجمه ترگمان]او به من اطلاعات واقعی امور را به من داده بود
[ترجمه گوگل]او از وضع واقعی امور من نادان بود
[ترجمه گوگل]او از وضع واقعی امور من نادان بود
14. There aren't enough teachers, which is a sad state of affairs .
[ترجمه ترگمان]معلمان کافی وجود ندارند، که وضعیت غم انگیز امور است
[ترجمه گوگل]معلمان کافی نیستند، که حالت غم انگیز امور است
[ترجمه گوگل]معلمان کافی نیستند، که حالت غم انگیز امور است
پیشنهاد کاربران
وضعیت، اوضاع، وضع امور، شرایط، حالت
در حقوق : علت اساسی
اوضاع و احوال
کلمات دیگر: