مواد، ماده، جوهر، جسم، ذات، مفاد، مفهوم، استحکام، جنس، ماده اصلی، دوام، خلاصه، شیی
substances
انگلیسی به فارسی
جملات نمونه
1. fatty substances
مواد چربی دار
2. heterogeneous substances
مواد ناهمگن
3. some radioactive substances can emanate dangerous radiation for many years
برخی مواد تابشگر قادرند سال ها به طور خطرناکی از خود اشعه ی رادیواکتیو ساطع کنند.
4. the resolution of a compound into simple substances
تجزیه ی یک ترکیب به مواد ساده
پیشنهاد کاربران
article, material
مواد
اجسام
( abrasive substances = اجسام ساینده )
( abrasive substances = اجسام ساینده )
کلمات دیگر: