یه راه حلی به ذهن خطور کردن
come up with something
پیشنهاد کاربران
( در مورد پول و غیره ) تهیه کردن، تأمین کردن، جور کردن
( در مورد راه حل، جواب، نتیجه و غیره ) کشف کردن؛ پی بردن؛ به جواب یا نتیجه ای رسیدن؛ راه حل ارائه دادن؛ راه حل پیشنهاد دادن
( در مورد راه حل، جواب، نتیجه و غیره ) کشف کردن؛ پی بردن؛ به جواب یا نتیجه ای رسیدن؛ راه حل ارائه دادن؛ راه حل پیشنهاد دادن
به یک ایده، پاسخ، و غیره اندیشیدن
در نظر گرفتن چیزی
Come up with some proposal
پیشنهاد کردن ایده
پیشنهاد کردن ایده
کلمات دیگر: