کلمه جو
صفحه اصلی

syrinx


(پرندگان) سوتک

انگلیسی به فارسی

(پرندگان) سوتک


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: syringes, syrinxes
(1) تعریف: the vocal organ of birds, consisting of a thin vibrating muscle usu. located at or near the point where the trachea divides into the bronchi.

(2) تعریف: a panpipe.

• vocal organ of a bird (zoology); panpipe, reed flute

جملات نمونه

1. She carried hypodermic needles and syringes in her bag.
[ترجمه ترگمان]سرنگ زیرجلدی و سرنگ در کیف خود حمل می کرد
[ترجمه گوگل]او سوزن های زیر پوستی و سرنگ را در کیسه ی خود حمل کرد

2. AIDS can be spread among drug users through the use of shared syringes.
[ترجمه ترگمان]ایدز می تواند از طریق استفاده از سرنگ مشترک در میان مصرف کنندگان مواد مخدر گسترش یابد
[ترجمه گوگل]ایدز می تواند در میان مصرف کنندگان مواد مخدر از طریق استفاده از سرنگ مشترک به وجود آید

3. Wrapped in copious instruction leaflets and next to a neat pile of syringes, formidable quantities of snakebite serum had thoughtfully been provided.
[ترجمه ترگمان]انبوهی از snakebite را که با سرنگ پر شده بود با سرنگ پر کرده بود و با سرنگ پر کرده بود
[ترجمه گوگل]بسته بندی شده در جزوه های آموزشی و در کنار شمع شسته و رفته از سرنگ ها، مقادیر زیادی از سرم مارک زنی به طور ذهنی ارائه شده است

4. All the most basic supplies-disinfectants, syringes, surgical gloves-are lacking.
[ترجمه ترگمان]تمام لوازم پایه - disinfectants، سرنگ، دستکش های جراحی - کم است
[ترجمه گوگل]همه اساسی ترین مواد آرایشی-ضدعفونی کننده ها، سرنگ ها، دستکش های جراحی- کمبود دارند

5. The mouth yawned open. Canines and incisors were long sharp fangs, the canines hollow like hypodermic syringes carved of ivory.
[ترجمه ترگمان]دهانش باز مانده بود دندان های نیش و دندان نیش دراز و تیز و دندان های نیش مانند که با سرنگ از عاج تراشیده شده بود
[ترجمه گوگل]دهان خیس باز است سگها و دندانها دندانهای تیز طولانی بود، کیکهای توخالی مثل سرنگهای زیر پوستی که از عاج حک شده بودند

6. You might as well hand out syringes at computer labs.
[ترجمه ترگمان]تو هم می تونی با سرنگ در آزمایشگاه کامپیوتر دست و پنجه نرم کنی
[ترجمه گوگل]شما همچنین ممکن است سرنگ ها را در آزمایشگاه های کامپیوتری بفرستید

7. Through infected blood and blood products entering the bloodstream. Through sharing needles or syringes, for example, when injecting drugs.
[ترجمه ترگمان]از طریق خون آلوده و محصولات خونی که وارد جریان خون می شوند برای مثال، از طریق به اشتراک گذاشتن سرنگ یا سرنگ، هنگام تزریق مواد مخدر
[ترجمه گوگل]از طریق خون آلوده و محصولات خون وارد جریان خون می شود برای مثال، از طریق به اشتراک گذاشتن سوزن یا سرنگ، هنگام تزریق مواد مخدر

8. So far, she'd just flushed the smack down the loo and shoved the syringes in the bin.
[ترجمه ترگمان]تا حالا، از توالت پایین امده بود و سرنگ را در سطل فرو می کرد
[ترجمه گوگل]تا کنون، او فقط می خواست با صدای بلند صدای لرزش را بکشد و سرنگ ها را در سطل زباله انداخت

9. He says it's vital that drug users have access to supplies of clean syringes.
[ترجمه ترگمان]او می گوید حیاتی است که مصرف کنندگان مواد مخدر به تامین سرنگ های تمیز دسترسی داشته باشند
[ترجمه گوگل]او می گوید حیاتی است که مصرف کنندگان مواد مخدر دسترسی به منابع سرنگ تمیز داشته باشند

10. They may use hypodermic syringes to inject the drug into their bloodstream.
[ترجمه ترگمان]آن ها ممکن است از سرنگ زیرجلدی برای تزریق دارو به رگ های خود استفاده کنند
[ترجمه گوگل]آنها ممکن است سرنگ زیر پا را برای تزریق دارو به جریان خون خود استفاده کنند

11. That includes the cost of vaccines needles, syringes and cold storage.
[ترجمه ترگمان]این شامل هزینه تزریق واکسن، سرنگ و ذخیره سرد می شود
[ترجمه گوگل]این شامل هزینه واکسن سوزن، سرنگ و ذخیره سازی سرد است

12. It is also dangerous to pick up needles or syringes that you see lying around.
[ترجمه ترگمان]استفاده از سوزن یا سرنگ که شما در اطراف آن مشاهده می کنید نیز خطرناک است
[ترجمه گوگل]همچنین خطرناک است که سوزن یا سرنگ را که می بینید دروغ می گویند خطرناک است

13. In August 198 he was arrested for possessing illegal drug paraphernalia - syringes.
[ترجمه ترگمان]در سال ۱۹۸ وی به جرم داشتن لوازم غیرقانونی مواد مخدر دستگیر شد
[ترجمه گوگل]در اوت 198 او برای داشتن مواد مخدر غیر قانونی مواد مخدر - سرنگ دستگیر شد

14. We'd set up our white trestle table and lay out the syringes.
[ترجمه ترگمان]میز پایه میز را درست کردیم و سرنگ را دراز کردیم
[ترجمه گوگل]ما میزمان را روی میز سفید گذاشتیم و سرنگها را گذاشتیم

پیشنهاد کاربران

کیسه ای پر از مایع مغزی داخل نخاع

جعبه صوتی در پرندگان

اندام صوتی پرنده ( جانورشناسی ) ؛ مخزن ، فلوت نی


کلمات دیگر: