کلمه جو
صفحه اصلی

sundae


بستنی با شیره و میوه وخامه، ساندی، بستنی ومغز گردو

انگلیسی به فارسی

بستنی ومغز گردو


ساندویچ، بستنی و مغز گردو


انگلیسی به انگلیسی

• one or more scoops of ice cream served with syrup and other toppings
a sundae is a dish of ice cream with whipped cream, nuts, and fruit on top.

اسم ( noun )
• : تعریف: a serving of ice cream with one or more toppings of syrup, fruit, chopped nuts, whipped cream, and the like.

جملات نمونه

1. I'd like to have a sundae.
[ترجمه سجاد مصلحی] من دوست دارم یک ساندی بخورم.
[ترجمه ترگمان]دوست دارم بستنی گردویی بخورم
[ترجمه گوگل]من می خواهم یک ساندویچ داشته باشم

2. A walnut sundae, and don't spare the whipped cream.
[ترجمه ترگمان]یک بستنی از چوب گردو و خامه whipped را هم دریغ نکن
[ترجمه گوگل]ساندویچ گردو، و کرم خرد شده را خنثی نکنید

3. The sundae was topped with chocolate and a wafer.
[ترجمه ترگمان]بستنی شکلاتی با شکلات و یک تکه نان مقدس پوشیده شده بود
[ترجمه گوگل]سوندی ها با شکلات و ویفر پر شده بودند

4. Can I have a taste of your sundae?
[ترجمه ترگمان]می تونم بستنی گردویی م رو بخورم؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانم طعم صدف های خود را داشته باشم؟

5. The chopped nuts on the sundae are the husband-and-wife team who present the show.
[ترجمه ترگمان]مهره های خرد شده روی the، تیم زن و شوهر هستند که این نمایش را ارائه می دهند
[ترجمه گوگل]آجیل خرد شده روی ساندایو، تیم شوهر و همسر است که نمایش را ارائه می دهد

6. Thanks, Brice. -Thank you for the sundae, Mr Calder, I said.
[ترجمه ترگمان]متشکرم جی من گفتم: متشکرم، اقای کالدر، از شما متشکرم
[ترجمه گوگل]متشکرم، بریس من گفتم، عزیزم، آقای کالدر

7. You go get the sundae first.
[ترجمه ترگمان] اول برو بستنی گردویی رو بیار
[ترجمه گوگل]شما ابتدا ساندی را دریافت می کنید

8. A sundae?-All right. -Hot fudge?-I guess.
[ترجمه ترگمان]بستنی؟ خیلی خب شکلات داغ؟ فکر کنم
[ترجمه گوگل]یک سوادکوه؟ همه حق دارند -خب چطوری؟ حدس زدم

9. The chocolate sundae really hit the spot!
[ترجمه ترگمان]بستنی شکلاتی واقعا به محل اصابت کرده
[ترجمه گوگل]ساندویچ شکلات واقعا به نقطه ای برخوردید!

10. How much is an ice cream sundae?
[ترجمه ترگمان]بستنی cream چنده؟
[ترجمه گوگل]ساندویچ بستنی چقدر است؟

11. Minutes ago, he got the chocolate sundae he had ordered.
[ترجمه ترگمان]چند دقیقه پیش بستنی شکلاتی را که سفارش داده بود گرفت
[ترجمه گوگل]چند دقیقه پیش، او دستوراتش را داد

12. It must have been that ice - cream Sundae I had yesterday.
[ترجمه ترگمان]حتما همون بستنی بستنی بود که دیروز خوردم
[ترجمه گوگل]باید این را داشته باشد که بستنی یخبندان من دیروز بود

13. I'll have the chocolate sundae with the works.
[ترجمه ترگمان]من بستنی گردویی م رو با کار درست می کنم
[ترجمه گوگل]من ساندویچ شکلات را با آثارم می برم

14. Caramel Sundae, Candied Peanut, Popcorn, Chocolate Fudge Sauce.
[ترجمه ترگمان]سس Caramel، Candied Peanut، سس شکلاتی و سس شکلاتی
[ترجمه گوگل]Caramel Sundae، بادام زمینی بو داده، پاپ کورن، سس شکلات

15. Do you want to stop for a sundae?
[ترجمه ترگمان]می خوای برای بستنی گردویی تموم کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا می خواهید برای یک سوادو متوقف شوید؟

پیشنهاد کاربران

معجون


کلمات دیگر: