1. money for the sustenance of the poor
پول برای نگهداری مسکینان
2. I should not have to rely on sustenance to the touch than the future.
[ترجمه ترگمان]من نباید بیش از آینده بر معاش خود اتکا کنم
[ترجمه گوگل]من نباید بیش از آینده به لمس کردن لمس بپردازم
3. Without sustenance, the animals will soon die.
[ترجمه ترگمان]بدون تغذیه حیوانات به زودی خواهند مرد
[ترجمه گوگل]بدون نیاز به تغذیه، حیوانات به زودی خواهند مرد
4. When her husband died, she drew sustenance from/she found sustenance in her religious beliefs.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که شوهرش مرد، او به معاش خود دست کشید و در معتقدات مذهبی خود به امرار معاش ادامه داد
[ترجمه گوگل]هنگامی که شوهرش درگذشت، او را از حیوانات خویش در اعتقادات مذهبی خود یافت
5. Elections are essential for the sustenance of parliamentary democracy.
[ترجمه ترگمان]انتخابات برای حفظ دموکراسی پارلمانی ضروری است
[ترجمه گوگل]انتخابات برای حفظ دموکراسی پارلمانی ضروری است
6. There's not much sustenance in a bowl of soup.
[ترجمه ترگمان]غذای زیادی تو کاسه سوپ نیست
[ترجمه گوگل]در یک کاسه سوپ خیلی کم است
7. Arguing would only give further sustenance to his allegations.
[ترجمه ترگمان]حرف زدن فقط باعث قوت بیشتر به ادعاهای او می شد
[ترجمه گوگل]استدلال می تواند تنها به ادعاهای او بیشتر کمک کند
8. A stick of celery does not provide much sustenance.
[ترجمه ترگمان]یک تکه کرفس غذای زیادی را تامین نمی کند
[ترجمه گوگل]یک چوب از کرفس به اندازه کافی نگهداری نمی کند
9. There's not much sustenance in a glass of orange squash.
[ترجمه ترگمان]غذای زیادی در یک گیلاس گل نارنج وجود ندارد
[ترجمه گوگل]در یک لیوان آب نارنجی خرد شده در غذای کمتری وجود ندارد
10. Potatoes were their only means of sustenance.
[ترجمه ترگمان]سیب زمینی تنها وسیله ای برای تغذیه آن ها بود
[ترجمه گوگل]سیب زمینی تنها وسیله ای برای نگهداری آنها بود
11. We are meant to find sustenance and joy from this planet.
[ترجمه ترگمان]ما قصد داریم غذایی و شادی از این سیاره پیدا کنیم
[ترجمه گوگل]ما قصد داریم از این سیاره حمایت کنیم و لذت ببریم
12. Individuals have to derive all their sustenance from a leader.
[ترجمه ترگمان]افراد باید تمام sustenance را از یک رهبر به دست آورند
[ترجمه گوگل]اشخاص باید همه ی خدمت خود را از یک رهبر بدست آورند
13. We need sustenance and a viable habitat, but we also need social cohesion and connection of all sorts.
[ترجمه ترگمان]ما به تغذیه و زیست گاه زیست پذیر نیاز داریم، اما همچنین به انسجام اجتماعی و ارتباط با همه گونه نیاز داریم
[ترجمه گوگل]ما نیاز به غذا و یک زیستگاه قابل قبول داریم، اما ما همچنین نیاز به همبستگی اجتماعی و ارتباط همه انواع دارد
14. Bursting with spring health, they are drawing sustenance from a compost containing thousands of banknotes and travellers cheques.
[ترجمه ترگمان]آن ها با سلامت بهاری شروع به امرار معاش می کنند و از کمپوست روی کود شیمیایی حاوی هزاران اسکناس و چک مسافرتی استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]آنها با داشتن سلامتی بهار، از مواد کمپوست حاوی هزاران اسکناس و چک های مسافرتی استفاده می کنند