کلمه جو
صفحه اصلی

sunstroke


معنی : گرمازدگی، افتاب زدگی
معانی دیگر : آفتاب زدگی، طب افتاب زدگی

انگلیسی به فارسی

(پزشکی) افتاب زدگی، گرمازدگی


سکته مغزی، گرمازدگی، افتاب زدگی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: convulsions or a sudden inability to feel or move, brought on by overexposure to the sun or to excessive heat; insolation; heatstroke.

• (pathology) siriasis, serious condition caused by excess exposure to the sun (characterized by fever, weakness, and possible coma or death)
sunstroke is an illness caused by spending too much time in the sunshine.

مترادف و متضاد

گرمازدگی (اسم)
heat exhaustion, heatstroke, sunstroke

افتاب زدگی (اسم)
sunstroke, sunburn

جملات نمونه

1. Someone who is suffering from sunstroke feels dizzy and has a high temperature.
[ترجمه ترگمان]کسی که از sunstroke رنج می برد احساس سرگیجه می کند و دمای بالایی دارد
[ترجمه گوگل]کسی که از طغیان رنج می برد، احساس سرگیجه می کند و دارای درجه حرارت بالا است

2. Someone who is suffering from sunstroke feels dizzy and has a high temperature, but does not sweat.
[ترجمه ترگمان]کسی که از sunstroke رنج می برد احساس سرگیجه می کند و دمای بالایی دارد اما عرق نمی کند
[ترجمه گوگل]کسی که از طغیان رنج می برد، احساس سرگیجه می کند و دارای درجه حرارت بالا است، اما عرق نمی کند

3. It may indeed have been caused by sunstroke or by an epileptic seizure.
[ترجمه ترگمان]در واقع ممکن است توسط sunstroke و یا حمله صرعی به وجود آمده باشد
[ترجمه گوگل]این ممکن است در اثر خفگی یا تشنج صرعی ایجاد شود

4. She was suffering from sunstroke and she died within a short time.
[ترجمه ترگمان]او از شدت گرما رنج می برد و در مدت کوتاهی مرد
[ترجمه گوگل]او از طوفان خفیف رنج می برد و در مدت کوتاهی درگذشت

5. She hoped she would not get sunstroke.
[ترجمه ترگمان]امیدوار بود که او را sunstroke نکند
[ترجمه گوگل]او امیدوار بود که خورشیدی نداشته باشد

6. Sunstroke fever, throbbing headache, red face, stupor.
[ترجمه ترگمان]تب sunstroke، سردرد، صورت سرخ، گیجی
[ترجمه گوگل]تب خفیف، سردرد خشن، صورت قرمز، استوپ

7. She was treated for sunstroke.
[ترجمه ترگمان]از شدت sunstroke درمان شده بود
[ترجمه گوگل]او برای خورشید مورد درمان قرار گرفت

8. Statistically, ninety-eight percent of all acute sunstroke cases are fatal.
[ترجمه ترگمان]از لحاظ آماری نود و هشت درصد تمام موارد sunstroke حاد مرگبار هستند
[ترجمه گوگل]از نظر آماری، نود و هشت درصد از موارد خفیف خفیف حاد کشنده است

9. I was suffering from acute sunstroke, starvation and exhaustion.
[ترجمه ترگمان]من از شدت خستگی مفرط و گرسنگی و خستگی رنج می بردم
[ترجمه گوگل]من از سوزش خفیف، گرسنگی و خستگی شدید رنج می بردم

10. What is the sunstroke prevention method with best summer?
[ترجمه ترگمان]روش پیش گیری sunstroke با بهترین تابستان چیست؟
[ترجمه گوگل]روش پیشگیری از سانحه با بهترین تابستان چیست؟

11. He had sunstroke and dropped out.
[ترجمه ترگمان]او sunstroke کرده بود و بیرون انداخته بود
[ترجمه گوگل]او صبح زود و از بین رفته بود

12. Improving working environment, implementing plans and measures for sunstroke prevention and cold prevention.
[ترجمه ترگمان]بهبود محیط کاری، اجرای برنامه ها و تدابیری برای پیش گیری sunstroke و جلوگیری از سرما
[ترجمه گوگل]بهبود محیط کار، اجرای برنامه ها و اقدامات پیشگیری از آسیب دیدگی و پیشگیری از سرما

13. The old lady was treated for sunstroke.
[ترجمه ترگمان]آن خانم پیر را به علت افزایش sunstroke درمان کرده بودند
[ترجمه گوگل]بانوی پیر برای خورشید مورد درمان قرار گرفت

14. It's too hot – you could easily get sunstroke.
[ترجمه ترگمان]هوا خیلی داغ است - به راحتی می توان sunstroke کرد
[ترجمه گوگل]این خیلی داغ است - به راحتی می توانید سکته مغزی کنید

پیشنهاد کاربران

آفتاب خوردگی

آفتاب زدگی


کلمات دیگر: