1. spongy ground
زمین گل و شل (کاملا خیس)
2. The bread had a spongy texture.
[ترجمه ترگمان]نان یک بافت اسفنجی داشت
[ترجمه گوگل]نان دارای یک بافت اسفنجی بود
3. The ground was soft and spongy.
[ترجمه ترگمان]زمین نرم و نرم بود
[ترجمه گوگل]زمین نرم و اسفنجی بود
4. The earth was soft and spongy underfoot.
[ترجمه ترگمان]زمین زیر زمین نرم و نرم بود
[ترجمه گوگل]زمین نرم و قوز کرده بود
5. The earth was spongy from rain.
[ترجمه ترگمان]زمین از باران نرم شده بود
[ترجمه گوگل]زمین از باران اسفنجی بود
6. The blood cells made in the spongy area inside our large bones are of three types.
[ترجمه ترگمان]سلول های خونی که در ناحیه اسفنجی درون استخوان بزرگ ما ایجاد می شوند از سه نوع هستند
[ترجمه گوگل]سلول های خونی ساخته شده در ناحیه اسفنجی داخل استخوان های بزرگ ما سه نوع دارند
7. The ground was soft and spongy and in only a few paces her canvas shoes were soaked.
[ترجمه ترگمان]زمین نرم و نرم بود و فقط چند قدم کفش های کتانی او خیس بود
[ترجمه گوگل]زمین نرم و اسفنجی بود و تنها در چند مرحله کفشهای خود را خیس کرده بود
8. The pouch-lining then becomes soft and spongy and secretes a nourishing fluid which the babies absorb.
[ترجمه ترگمان]سپس پوشش کیسه نرم و نرم می شود و مایعی مغذی را تغذیه می کند که نوزادان جذب می کنند
[ترجمه گوگل]پس از آن پوسته پوسته شدن نرم و اسفنجی می شود و یک مایع تغذیه ای را جذب می کند که نوزادان آن را جذب می کنند
9. He too felt the spongy soil drawing him downwards.
[ترجمه ترگمان]او نیز خاک اسفنجی را احساس کرد که او را به سمت پایین می کشید
[ترجمه گوگل]او همچنین احساس کرد که خاک چسبنده او را به سمت پایین کشید
10. But the floors feel spongy with moisture, and the air is saturated with the smell of mildew and fried fish.
[ترجمه ترگمان]اما کف زمین پر از رطوبت است و هوا از بوی کپک و ماهی سرخ شده اشباع شده است
[ترجمه گوگل]اما کف ها با رطوبت اسفنجی را احساس می کنند و هوا با بوی کپک و ماهی سرخ شده اشباع می شود
11. Softboard has a spongy texture, which gives it good sound and thermal insulation properties.
[ترجمه ترگمان]softboard دارای بافت اسفنجی است که به آن خواص عایق حرارتی و حرارتی خوبی می دهد
[ترجمه گوگل]Softboard دارای یک بافت اسفنجی است که ویژگی های صوتی و عایق حرارتی خوبی دارد
12. Nobody harvests its spongy woods and makes the trunks sigh like toy soldiers giving up life.
[ترجمه ترگمان]هیچ کس جنگل اسفنجی وجود ندارد و تنه های درختان را مثل سربازهای اسباب بازی که زندگی را رها می کنند، آه می کشد
[ترجمه گوگل]هیچ کس جنگل اسفنجی را برداشت نمی کند و باعث می شود که تنه ها مانند سربازان اسباب بازی ها را از دست بدهند
13. One day it was a moist, spongy cake, another time it was Jell-O and whipped cream.
[ترجمه ترگمان]یک روز یک کیک مرطوب و اسفنجی بود، یک دفعه دیگر ژله و کرم مرطوب بود
[ترجمه گوگل]یک روز آن یک کیک مرطوب، اسفنجی بود، یک بار دیگر Jell-O و کرم خرد شده بود
14. The floating leaves are spongy and swollen, thus making the plant buoyant.
[ترجمه ترگمان]برگ های شناور اسفنجی نرم و متورم هستند در نتیجه باعث می شود که گیاه شناور شود
[ترجمه گوگل]برگ های شناور اسفنجی و تورم دارند، بنابراین گیاه شناور می شود
15. Benjy returned to the clothesline with three spongy, muddy clothespins.
[ترجمه ترگمان]Benjy با سه بازی اسفنجی به طناب رخت clothesline بازگشت
[ترجمه گوگل]بنجی با لباس سه تایی اسفنجی و کثیفی به لبه ی لباس بازگشت