زمان گذشته و اسم مفعول: spill
spilt
زمان گذشته و اسم مفعول: spill
انگلیسی به فارسی
زمان گذشته ساده فعل Spill
قسمت سوم فعل Spill
انگلیسی به انگلیسی
Simple Past: spilt, Past Participle: spilt
دیکشنری تخصصی
[زمین شناسی] هر بخش یا شاخه ای از جریان تهویه .
[نساجی] منشعب شدن
[نساجی] منشعب شدن
جملات نمونه
1. cry over spilt milk
غصه ی عمل انجام شده ای را خوردن،بیهوده زاریدن
2. It's no use crying over spilt milk.
[ترجمه A.A] آب رفته به جوی ( ریخته شده ) باز نگردد / کاریه که شده بیخیال شو دیگه
[ترجمه ترگمان]گریه کردن روی شیر بی فایده است[ترجمه گوگل]هیچ گاه گریه بیش از شیر ریخته نشده است
3. It is no good [use] crying over spilt milk.
[ترجمه ترگمان]فایده ای ندارد که از شیر ریخته شده گریه کنید
[ترجمه گوگل]خیر [استفاده] گریستن بر شیر است
[ترجمه گوگل]خیر [استفاده] گریستن بر شیر است
4. It is no use crying over spilt milk.
[ترجمه ترگمان]گریه کردن بر روی شیر ریخته شده بی فایده است
[ترجمه گوگل]هیچ گاه گریه بیش از شیر ریخته نشده است
[ترجمه گوگل]هیچ گاه گریه بیش از شیر ریخته نشده است
5. Is is no use crying over spilt milk.
[ترجمه ترگمان]گریه کردن بر روی شیر ریخته شده بی فایده است
[ترجمه گوگل]آیا استفاده از شیر گاو نرفته است
[ترجمه گوگل]آیا استفاده از شیر گاو نرفته است
6. I tried to soak up most of the spilt milk with a cloth.
[ترجمه A.A] من سعی کردم بیشتر شیر ریخته شده را با یک پارچه پاک ( جذب ) کنم
[ترجمه ترگمان]سعی کردم بیشتر شیر ریخته شده را با یک پارچه خیس کنم[ترجمه گوگل]من سعی کردم که بیشتر شیر را با یک پارچه خیس کنم
7. She made such a fuss when Richard spilt a drop of wine on her blouse!
[ترجمه ترگمان]وقتی ریچارد یک قطره شراب روی پیراهنش ریخت، این همه جار و جنجال راه انداخته بود!
[ترجمه گوگل]وقتی ریچارد یک قطره شراب را در پیراهنش ریخت، او چنین سر و صدا را ساخت!
[ترجمه گوگل]وقتی ریچارد یک قطره شراب را در پیراهنش ریخت، او چنین سر و صدا را ساخت!
8. Damn, I've spilt coffee down my blouse!
[ترجمه ترگمان]لعنتی، من قهوه رو از روی لباسم کشیدم بیرون
[ترجمه گوگل]لعنتی، من قهوه را بلوزم ریختم!
[ترجمه گوگل]لعنتی، من قهوه را بلوزم ریختم!
9. The sand had spilt from the fire bucket.
[ترجمه ترگمان]ماسه از سطل آتش بیرون ریخته بود
[ترجمه گوگل]شن و ماسه از سطل آتش زد
[ترجمه گوگل]شن و ماسه از سطل آتش زد
10. The ink spilt all over the desk.
[ترجمه ترگمان]جوهر روی میز ریخت
[ترجمه گوگل]جوهر در سراسر میز ریخت
[ترجمه گوگل]جوهر در سراسر میز ریخت
11. Whoops! That's the second time I've spilt coffee today!
[ترجمه ترگمان]! ووپس این دومین باری است که من امروز قهوه می ریزد!
[ترجمه گوگل]هوس این دومین بار است که امروز قهوه را ریختم
[ترجمه گوگل]هوس این دومین بار است که امروز قهوه را ریختم
12. I spilt coffee on my silk shirt.
[ترجمه ترگمان]روی پیراهن ابریشمی خود قهوه ریختم
[ترجمه گوگل]من قهوه را روی پیراهن ابریشم ریختم
[ترجمه گوگل]من قهوه را روی پیراهن ابریشم ریختم
13. Who spilt ink on my book?
[ترجمه ترگمان]کی جوهر روی کتابم ریخته؟
[ترجمه گوگل]چه کسی روی کتاب من ریخت؟
[ترجمه گوگل]چه کسی روی کتاب من ریخت؟
14. Soak the spilt tea up with a cloth.
[ترجمه ترگمان]چای را با یک پارچه خیس کنید
[ترجمه گوگل]چای ریخته شده را با یک پارچه خیس کنید
[ترجمه گوگل]چای ریخته شده را با یک پارچه خیس کنید
15. The meeting spilt over from the hall into the corridor.
[ترجمه ترگمان]جلسه از راهرو گذشت و وارد راهرو شد
[ترجمه گوگل]جلسه از تالار به سمت راهرو افتاد
[ترجمه گوگل]جلسه از تالار به سمت راهرو افتاد
پیشنهاد کاربران
جدا شدن زن و شوهر
کلمات دیگر: