کلمه جو
صفحه اصلی

swept


معنی : پیچ دار، جاروب شده، پیچ خورده، کج شده
معانی دیگر : زمان گذشته و اسم مفعول: sweep، متمایل

انگلیسی به فارسی

زمان گذشته ساده فعل Sweep


قسمت سوم فعل Sweep


جاروب شده، کج شده، پیچ خورده، پیچ دار


انگلیسی به انگلیسی

( verb )
• : تعریف: past tense and past participle of sweep.

• swept is the past tense and past participle of sweep.

Infinitive: sweep, Past Participle: swept


مترادف و متضاد

پیچ دار (صفت)
involute, swept, twisty

جاروب شده (صفت)
swept

پیچ خورده (صفت)
twisted, swept, kinky, twisty, turned

کج شده (فعل)
cant, swept

جملات نمونه

1. he swept the dust off the table with his hands
با دستش گرد و خاک میز را پاک کرد.

2. homa swept and arranged the room
هما اتاق را جارو و مرتب کرد.

3. they swept the bottom of the lake in search of the body
کف دریاچه را برای یافتن جسد تجسس کردند.

4. fighter planes swept across the sky
هواپیماهای جنگنده با سرعت از آسمان گذشتند.

5. her eyes swept the room
چشمانش اتاق را برانداز کرد.

6. our team swept this series
تیم ما این سری مسابقات را بدون باخت برد.

7. the flood swept cars into the sea
سیلاب ماشین ها را به دریا ریخت.

8. a police car swept her to the airport
ماشین شهربانی باشتاب او را به فرودگاه برد.

9. suddenly she was swept away by the crowd
ناگهان جمعیت او را از جاکند و با خود برد.

10. the bride's gown swept the floor
پیراهن عروس زمین را جارو می کرد (روی کف اتاق کشیده می شد).

11. i got a broom and swept the broken glass
جاروب آوردم و شیشه شکسته ها را جارو کردم.

12. A sudden wind swept a pile of leaves in.
[ترجمه ترگمان]باد ناگهانی توده ای از برگ ها را جمع کرد
[ترجمه گوگل]یک باد ناگهانی یک شمع برگ را در

13. He was swept away in an avalanche.
[ترجمه ترگمان]او را در بهمن جمع کردند
[ترجمه گوگل]او در یک بهمن غرق شد

14. Peter swept into the room, whistling.
[ترجمه ترگمان]پیتر سوت زنان وارد اتاق شد
[ترجمه گوگل]پیتر در اتاق سوت زد

15. All these restrictions were swept aside.
[ترجمه ترگمان]همه این محدودیت ها کنار گذاشته شد
[ترجمه گوگل]تمام این محدودیت ها کنار گذاشته شد

16. The showroom had been emptied and swept clean.
[ترجمه ترگمان]مغازه خالی شده بود و پاک شده بود
[ترجمه گوگل]نمایشگاه خالی شده و پاک شده است

17. They swept a road through the thistles and thorns.
[ترجمه ترگمان]بوته های خار و خار راه را طی کردند
[ترجمه گوگل]آنها جاده ای را از طریق خار و خار برداشتند

پیشنهاد کاربران

گیر افتادن / درگیر شدن

گیر کردن/

گیر افتادن/ گیر کردن

غرق شدن

با سرعت گذشتن

Swept گذشته ی sweep هست
Sweep : جارو کردن/جارو پارو کردن - روبیدن ( روفتن برف ) / کشیدن

✔️ ( با حرکت تند و سرتاسری ) درکشیدن، بردن، درآوردن
[گذشته و قسمت سوم sweep]
E. g. Adverse winds swept the boat off course
بادهای مخالف قایق را به خارج از مسیر خودش بردند/کشیدند

جارو کرد، جارو شده


کلمات دیگر: