1. to strive against oppression
بر ضد بیدادگری ستیزه کردن
2. to strive for success
برای موفقیت تکاپو کردن
3. we must strive to further the aims of the revolution
باید در پیشبرد هدف های انقلاب بکوشیم.
4. each of us must strive to improve himself
هر یک از ما باید برای بهتر سازی خود جد و جهد کند.
5. Two dogs strive for a bone, and a third runs away with it.
[ترجمه ترگمان]دو سگ برای یک استخوان تلاش می کنند و سومی با آن فرار می کند
[ترجمه گوگل]دو سگ برای استخوان تلاش می کنند، و یک سوم با آن فرار می کند
6. It is hard to sit in Rome and strive against the Pope.
[ترجمه ترگمان]نشستن در رم و کوشش در برابر پاپ دشوار است
[ترجمه گوگل]سخت است در رم بنشینیم و در برابر پاپ تلاش کنیم
7. Two dogs strive for a bone, the third runs away with it.
[ترجمه ترگمان]دو سگ برای یک استخوان تلاش می کنند و سومی با آن فرار می کند
[ترجمه گوگل]دو سگ برای استخوان تلاش می کنند، سوم، با آن فرار می کند
8. To strive, to seek, to find, and not to yield. Alfred Tennyson
[ترجمه ترگمان]برای تلاش، یافتن، یافتن، و تسلیم کردن آلفرد تنیسون
[ترجمه گوگل]برای تلاش، به دنبال، پیدا کردن، و نداشتن آلفرد تنیسون
9. Observe what is best and to strive to universalize these qualities.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که چه چیزی بهتر است و برای حفظ این کیفیات تلاش کنید
[ترجمه گوگل]مشاهده بهترین راه حل ها و تلاش برای به اشتراک گذاشتن این ویژگی ها
10. We must continue to strive for greater efficiency.
[ترجمه ترگمان]ما باید به تلاش برای کارایی بیشتر ادامه دهیم
[ترجمه گوگل]ما باید برای رفع بیشتر تلاش کنیم
11. She likes to strive with me in argument.
[ترجمه ترگمان]او دوست دارد در بحث با من تلاش کند
[ترجمه گوگل]او دوست دارد با من در استدلال تلاش کند
12. You should always strive to achieve more, however well you have done before.
[ترجمه ترگمان]شما همیشه باید برای رسیدن به چیزهای بیشتری تلاش کنید، با این حال قبلا انجام داده اید
[ترجمه گوگل]شما همیشه باید تلاش کنید تا بیشتر به دست بیاورید، با این حال، شما قبلا انجام داده اید
13. Mr Annan said the region must now strive for economic development as well as peace.
[ترجمه ترگمان]آقای عنان گفت که این منطقه اکنون باید برای توسعه اقتصادی و نیز صلح تلاش کند
[ترجمه گوگل]آقای آنان گفت که منطقه اکنون باید برای توسعه اقتصادی و همچنین صلح تلاش کند
14. Strive for the best, prepare for the worst.
[ترجمه ترگمان]برای بهترین ها سعی کن، برای بدترین ها آماده شو
[ترجمه گوگل]تلاش برای بهترین، آماده شدن برای بدترین
15. Newspaper editors all strive to be first with a story.
[ترجمه ترگمان]همه سردبیران روزنامه ها تلاش می کنند که ابتدا با داستانی سر و کار داشته باشند
[ترجمه گوگل]ویراستاران روزنامه تمام تلاش خود را برای اولین بار با یک داستان