کلمه جو
صفحه اصلی

steadfastly

انگلیسی به فارسی

پایدار


انگلیسی به انگلیسی

• loyally, faithfully; without change, steadily

جملات نمونه

1. She steadfastly resisted all attempts to help her.
[ترجمه ترگمان]او با سماجت تمام تلاش خود را برای کمک به او مقاومت کرد
[ترجمه گوگل]او به شدت به تمام تلاش ها برای کمک به او مقاومت کرد

2. He glowered and glared, but she steadfastly refused to look his way.
[ترجمه ترگمان]او اخم کرد و چشم غره رفت، اما او همچنان خیره نگاه می کرد تا به راهش نگاه کند
[ترجمه گوگل]او درخشید و درخشید، اما او به شدت حاضر به دنبال راه خود را

3. She was steadfastly in support of women's rights.
[ترجمه ترگمان]او به حمایت از حقوق زنان ادامه داد
[ترجمه گوگل]او به حمایت از حقوق زنان پایبند بود

4. The state steadfastly refused to settle this matter at any time.
[ترجمه ترگمان]دولت در هر زمانی از حل این موضوع خودداری کرده است
[ترجمه گوگل]دولت به طور مرتب این مسئله را رد کرد

5. And while they looked steadfastly at heaven as he went up, behold, two men stood by them in white apparel.
[ترجمه ترگمان]و در همان حال که به آسمان چشم دوخته بودند، همچنان که بالا می رفت، دو مرد با لباس سفید در کنار آن ها ایستاده بودند
[ترجمه گوگل]در حالی که به سمت بالا رفتند، به نظر می رسید، دو مرد در کنار لباس های سفید ایستادند

6. If widely adopted, and steadfastly supported, it could achieve revolutionary progress throughout defense management.
[ترجمه ترگمان]اگر به طور گسترده ای مورد پذیرش قرار گیرد و پشتیبانی شود، می تواند به پیشرفت انقلابی در طول مدیریت دفاع دست یابد
[ترجمه گوگل]اگر به طور گسترده ای پذیرفته شده و به طور پیوسته حمایت شود، می تواند پیشرفت انقلابی در سراسر مدیریت دفاعی به دست آورد

7. She steadfastly refused to speak.
[ترجمه ترگمان]او بی آن که حرفی بزند از حرف زدن خودداری کرد
[ترجمه گوگل]او بی رحمانه سخن گفت

8. Accepting the exception of Limerick, rugby has steadfastly remained the preserve of the middle-class in Ireland.
[ترجمه ترگمان]به استثنای لیمریک، راگبی هم به حفظ گروه میانی در ایرلند ادامه می دهد
[ترجمه گوگل]راگبی با استناد به لیوریک موافقت کرده است که حفظ و نگهداری از طبقه متوسط ​​در ایرلند است

9. Steadfastly, she avoided his gaze, not wanting to give him an opportunity for some deflating remark.
[ترجمه ترگمان]از نگاه خیره او پرهیز می کرد، نمی خواست فرصت آن را به او بدهد
[ترجمه گوگل]با دقت، او از نگاه او جلوگیری کرد، و مایل نبود او را فرصتی برای برخی از سخنان فراموش نشدنی فراهم کند

10. Olive steadfastly refused to move from the Hall, retreating gradually into the east wing as the rest deteriorated.
[ترجمه ترگمان]Olive با شتاب از هال بیرون رفت و به تدریج به سمت شرق عقب نشینی کرد و بقیه بدتر شدند
[ترجمه گوگل]زیتون به طور مداوم از رفتن به تالار جلوگیری کرد، به تدریج به سمت شرق عقب نشینی کرد، بقیه بدتر شدند

11. She steadfastly affirmed her faith and chose to die rather than renounce it.
[ترجمه ترگمان]او با سماجت ایمان خود را تایید کرد و ترجیح داد بمیرد تا از آن چشم بپوشد
[ترجمه گوگل]او قاطعانه ایمانش را تأیید کرد و تصمیم گرفت تا جان خود را از دست بدهد

12. But the town remained steadfastly loyal to the Old King and shut its gates against him.
[ترجمه ترگمان]اما شهر همچنان به پادشاه پیر وفادار مانده بود و دروازه های آن را بر او می بست
[ترجمه گوگل]اما شهر باقی مانده به پادشاه قدیمی وفادار و دروازه های خود را در برابر او بسته است

13. Until his confession he had steadfastly denied that any of his companies had paid bribes.
[ترجمه ترگمان]او تا زمان اعتراف به این اعتراف صرف نظر کرده بود که هیچ یک از شرکت های او رشوه نداده اند
[ترجمه گوگل]تا زمانی که اعتراف خود را به طور مداوم رد کرد که هر یک از شرکت هایش رشوه پرداخت کرده بودند

14. Others, including Betsy Kelly, eventually plea-bargained, while steadfastly proclaiming their innocence.
[ترجمه ترگمان]سایرین، از جمله بتسی کلی، در نهایت ادعا کردند که بی گناهی خود را اعلام می کنند
[ترجمه گوگل]دیگران، از جمله بتی کیلی، در نهایت از نظر بی قید و شرط، در حالی که بی تفاوتی بی قید و شرط خود را اعلام می کنند

پیشنهاد کاربران

ثابت قدمانه. راه خود را رفتن

با بی ملاحظگی

با اصرار، با سماجت، مُصِرّانه


کلمات دیگر: