همگام سازی
synch
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• synchronization; quality of being set to precisely the same time; state of acting at exactly the same speed; harmony, agreement (also sync)
جملات نمونه
1. Wait for the computer to synch up with your command.
[ترجمه ترگمان]صبر کن تا کامپیوتر با فرمان تو ارتباط برقرار کنه
[ترجمه گوگل]صبر کن تا کامپیوتر با دستور خود همگام شود
[ترجمه گوگل]صبر کن تا کامپیوتر با دستور خود همگام شود
2. You could lip synch. to the talk shows.
[ترجمه ترگمان] تو هم میتونی حرف بزنی با برنامه های تلویزیونی
[ترجمه گوگل]شما می توانید همگام لب به بحث نشان می دهد
[ترجمه گوگل]شما می توانید همگام لب به بحث نشان می دهد
3. And the new transfer equipment has such function:high-speed, synch capture switch and residual voltage switch.
[ترجمه ترگمان]و تجهیزات انتقال جدید دارای چنین عملکردی هستند: سوئیچ کنترل با سرعت بالا، سوئیچ یکدست و سوئیچ ولتاژ باقیمانده
[ترجمه گوگل]و تجهیزات انتقال جدید دارای چنین سرعت عملکرد بالا، سوئیچ ضبط همگام و سوئیچ ولتاژ باقی مانده است
[ترجمه گوگل]و تجهیزات انتقال جدید دارای چنین سرعت عملکرد بالا، سوئیچ ضبط همگام و سوئیچ ولتاژ باقی مانده است
4. Freeman and the Bucs offense looked out of synch for most of the first half.
[ترجمه ترگمان]فریمن و the که بیشتر از نیمه اول به هم وصل شده بودند از هم جدا شده بودند
[ترجمه گوگل]Freeman و مجازات Bucs از synch برای بیشتر نیمه اول نگاه کرد
[ترجمه گوگل]Freeman و مجازات Bucs از synch برای بیشتر نیمه اول نگاه کرد
5. Vanessa: But if the basics are in synch, you might grow together.
[ترجمه ترگمان]ونسا: اما اگر اصول اولیه با یکدیگر هماهنگ باشند، ممکن است با هم بزرگ شوید
[ترجمه گوگل]ونسا اما اگر اساسا در هماهنگی باشد، ممکن است با هم رشد کنید
[ترجمه گوگل]ونسا اما اگر اساسا در هماهنگی باشد، ممکن است با هم رشد کنید
6. Do you want to synch to protected actuals?
[ترجمه ترگمان]تو هم میخوای با \"actuals\" ها ارتباط برقرار کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا میخواهید به واقعیتهای محافظت شده همگام شود؟
[ترجمه گوگل]آیا میخواهید به واقعیتهای محافظت شده همگام شود؟
7. The iPhone is revolutionary because it can synch well with a whole cosmosphere of iMac and i"products"?
[ترجمه ترگمان]iPhone به این دلیل انقلابی است که می تواند با یک مجموعه کامل از محصولات iMac و آی پد بخوبی هماهنگ باشد؟
[ترجمه گوگل]آیفون انقلابی است، زیرا می تواند با یک کیهان کلی از iMac و محصولات من هماهنگ باشد؟
[ترجمه گوگل]آیفون انقلابی است، زیرا می تواند با یک کیهان کلی از iMac و محصولات من هماهنگ باشد؟
8. "I try to get the lip synch precise," he says.
[ترجمه ترگمان]او می گوید: \" من سعی می کنم با دقت کامل لب به لب بیاورم \"
[ترجمه گوگل]او می گوید: 'من سعی می کنم دقیق تر هماهنگی لب ها را به دست آورم '
[ترجمه گوگل]او می گوید: 'من سعی می کنم دقیق تر هماهنگی لب ها را به دست آورم '
9. He was tall and sprawling, all bony framework, the kind of body not always in synch with its hinges and joints.
[ترجمه ترگمان]او بلند و بلند بود، یک قالب استخوانی داشت، این نوع بدن همیشه با لولاهای و مفاصل خودش هماهنگ نبود
[ترجمه گوگل]او قد و بلند بود، تمام چارچوب استخوانی، نوع بدن همیشه در هماهنگی با لولا و مفاصل آن نیست
[ترجمه گوگل]او قد و بلند بود، تمام چارچوب استخوانی، نوع بدن همیشه در هماهنگی با لولا و مفاصل آن نیست
10. The crack spread widens and narrows because the price of gasoline and crude oil don't move in synch.
[ترجمه ترگمان]شکاف گسترده می شود و باریک می شود، چون قیمت بنزین و نفت خام با یکدیگر هماهنگ نمی شوند
[ترجمه گوگل]گسترش ترک خوردگی گسترش می یابد و قیمت آن کاهش می یابد زیرا قیمت بنزین و نفت خام در هماهنگی حرکت نمی کند
[ترجمه گوگل]گسترش ترک خوردگی گسترش می یابد و قیمت آن کاهش می یابد زیرا قیمت بنزین و نفت خام در هماهنگی حرکت نمی کند
11. They are attracted by the new asset class as an investment which would trade out of synch with traditional assets such as equities, bonds and real estate.
[ترجمه ترگمان]آن ها توسط طبقه دارایی جدید به عنوان یک سرمایه گذاری جذب می شوند که با دارایی های سنتی مانند سهام، اوراق قرضه و املاک و مستغلات، با یکدیگر هماهنگ باشند
[ترجمه گوگل]آنها توسط کلاس دارایی جدید به عنوان یک سرمایه گذاری جذب می شوند که از دارایی های سنتی مانند سهام، اوراق قرضه و املاک و مستغلات خارج می شود
[ترجمه گوگل]آنها توسط کلاس دارایی جدید به عنوان یک سرمایه گذاری جذب می شوند که از دارایی های سنتی مانند سهام، اوراق قرضه و املاک و مستغلات خارج می شود
12. May: I agree with you on that sound off sometimes than to lip - synch.
[ترجمه ترگمان]می: من با شما در مورد این صدا موافقت کردم تا با یکدیگر هماهنگ شوند
[ترجمه گوگل]می توانم با آن صدای گاه گاه به توافق برسیم که به صدا درمی آید
[ترجمه گوگل]می توانم با آن صدای گاه گاه به توافق برسیم که به صدا درمی آید
13. Using the plesiochronous communication model, implement duplex audio communication functions on twain USB ISO endpoints, simplify the design of clock synch system .
[ترجمه ترگمان]استفاده از مدل ارتباطی plesiochronous، اجرای عملکردهای ارتباطی صوتی دوگانه در نقاط انتهایی استاندارد ISO USB، طراحی سیستم هماهنگ ساعت را ساده می کند
[ترجمه گوگل]با استفاده از مدل ارتباطات پلاسسیوگرام، توابع ارتباط دوطرفه صوتی را در دو نقطه پایانی ISO یواسبی اجرا کنید، طراحی سیستم همگام سازی ساعت را ساده تر کنید
[ترجمه گوگل]با استفاده از مدل ارتباطات پلاسسیوگرام، توابع ارتباط دوطرفه صوتی را در دو نقطه پایانی ISO یواسبی اجرا کنید، طراحی سیستم همگام سازی ساعت را ساده تر کنید
14. Once the footway starts swaying, however subtly, more and more pedestrians adjust their gait to get comfortable, stepping to and fro in synch.
[ترجمه ترگمان]وقتی the شروع به تکان خوردن می کند، هر چند با زیرکی و pedestrians راه می روند تا راحت باشند، قدم زنان به طرف و آن طرف می روند
[ترجمه گوگل]هنگامی که پیاده روی شروع به چرخش می کند، هر چند ظرافت، پیاده های بیشتری و بیشتر راه خود را برای راحتی تنظیم می کنند و از هم گسیختگی به سمت جلو حرکت می کنند
[ترجمه گوگل]هنگامی که پیاده روی شروع به چرخش می کند، هر چند ظرافت، پیاده های بیشتری و بیشتر راه خود را برای راحتی تنظیم می کنند و از هم گسیختگی به سمت جلو حرکت می کنند
پیشنهاد کاربران
همزمان
کلمات دیگر: