مناسب، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، خواستگاری کردن، لباس دادن به
suited
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• if something is suited to a particular purpose or person, it is right or appropriate for them.
if a couple are well suited, they are likely to have a successful relationship because they have similar personalities and interests.
if a couple are well suited, they are likely to have a successful relationship because they have similar personalities and interests.
جملات نمونه
1. He is not really suited for a teaching career.
[ترجمه ترگمان]او واقعا برای یک شغل آموزشی مناسب نیست
[ترجمه گوگل]او واقعا برای یک حرفه تدریس مناسب نیست
[ترجمه گوگل]او واقعا برای یک حرفه تدریس مناسب نیست
2. This diet is suited to anyone who wants to lose weight fast.
[ترجمه ترگمان]این رژیم غذایی برای هر کسی که می خواهد به سرعت وزن کم کند مناسب است
[ترجمه گوگل]این رژیم مناسب هر کسی که می خواهد سریع وزن کم کند
[ترجمه گوگل]این رژیم مناسب هر کسی که می خواهد سریع وزن کم کند
3. It's not really suited to absolute beginners.
[ترجمه ترگمان]این واقعا برای مبتدیان خوب مناسب نیست
[ترجمه گوگل]این واقعا برای مبتدیان مطلق مناسب نیست
[ترجمه گوگل]این واقعا برای مبتدیان مطلق مناسب نیست
4. She was ideally suited to the job.
[ترجمه Botnet] اون ایده مناسبی برای کار دات
[ترجمه ترگمان]او برای این کار مناسب نبود[ترجمه گوگل]او ایده آل برای این کار مناسب بود
5. The pilots have suited up and got everythingready.
[ترجمه ترگمان]خلبانان برای بالا رفتن و گرفتن everythingready مناسب هستند
[ترجمه گوگل]خلبانان مناسب هستند و همه چیز را دریافت می کنند
[ترجمه گوگل]خلبانان مناسب هستند و همه چیز را دریافت می کنند
6. The music suited her melancholy mood.
[ترجمه ترگمان]این آهنگ به مذاق پیرمرد خوش می آمد
[ترجمه گوگل]موسیقی مناسب خلق و خوی ملایم است
[ترجمه گوگل]موسیقی مناسب خلق و خوی ملایم است
7. The area is well suited to road cycling as well as off-road riding.
[ترجمه ترگمان]این منطقه برای دوچرخه سواری جاده و دوچرخه سواری مناسب مناسب است
[ترجمه گوگل]این منطقه به خوبی برای دوچرخه سواری جاده ای و همچنین سواری بی روح مناسب است
[ترجمه گوگل]این منطقه به خوبی برای دوچرخه سواری جاده ای و همچنین سواری بی روح مناسب است
8. She was ideally suited to the part of Eva Peron.
[ترجمه ترگمان]اون خیلی مناسب اون بخش از \"اوا Peron\" بود
[ترجمه گوگل]او ایده آل برای بخشی از ایوا پرن بود
[ترجمه گوگل]او ایده آل برای بخشی از ایوا پرن بود
9. Those organisms that are that are most suited to the environment will be those that will survive.
[ترجمه ترگمان]آن ارگانیسم هایی که بیشتر برای محیط زیست مناسب هستند، آن هایی هستند که زنده می مانند
[ترجمه گوگل]کسانی که موجوداتی هستند که برای محیط مناسب هستند، کسانی هستند که زنده خواهند ماند
[ترجمه گوگل]کسانی که موجوداتی هستند که برای محیط مناسب هستند، کسانی هستند که زنده خواهند ماند
10. We never knew two people better suited to each other.
[ترجمه ترگمان]ما هرگز نمی دانستیم که دو نفر برای هم مناسب هستند
[ترجمه گوگل]ما هرگز نمی دانستیم که دو نفر بهتر هستند
[ترجمه گوگل]ما هرگز نمی دانستیم که دو نفر بهتر هستند
11. We found him work more suited to his abilities.
[ترجمه ترگمان]ما اونو پیدا کردیم که بیشتر با توانایی های اون کار می کرد
[ترجمه گوگل]ما کار او را برای توانایی های خود مناسب تر کردیم
[ترجمه گوگل]ما کار او را برای توانایی های خود مناسب تر کردیم
12. You are suited to be my assistant.
[ترجمه ترگمان] تو برای دستیار من مناسب هستی
[ترجمه گوگل]شما مناسب برای دستیار من هستید
[ترجمه گوگل]شما مناسب برای دستیار من هستید
13. They were never suited from the start - they've got nothing in common.
[ترجمه ترگمان]آن ها هیچ وقت از ابتدا مناسب نبودند - آن ها هیچ وجه مشترک نداشتند
[ترجمه گوگل]آنها هرگز از ابتدا مناسب نبودند - آنها چیزی شبیه به هم ندارند
[ترجمه گوگل]آنها هرگز از ابتدا مناسب نبودند - آنها چیزی شبیه به هم ندارند
14. Her past experience made her uniquely suited to lead the campaign.
[ترجمه ترگمان]تجربه گذشته او باعث شد که او به طور منحصر به فرد برای رهبری کمپین مناسب باشد
[ترجمه گوگل]تجربه گذشته او را منحصر به فرد مناسب برای رهبری مبارزات انتخاباتی ساخته شده است
[ترجمه گوگل]تجربه گذشته او را منحصر به فرد مناسب برای رهبری مبارزات انتخاباتی ساخته شده است
15. Satellites are uniquely suited to provide this information.
[ترجمه ترگمان]ماهواره ها به طور منحصر به فرد برای ارائه این اطلاعات مناسب هستند
[ترجمه گوگل]ماهواره ها برای ارائه این اطلاعات منحصر به فرد هستند
[ترجمه گوگل]ماهواره ها برای ارائه این اطلاعات منحصر به فرد هستند
پیشنهاد کاربران
سازگار. . موافق
سازگار
تناسب داشتن
متناسب، مناسب، سازگار
adj. Wearing a suit; Fitting or appropriate
مناسب
کلمات دیگر: