کلمه جو
صفحه اصلی

crock


معنی : خمره، سبو
معانی دیگر : (کوزه یا بستو) سفال، سفالینه، ظرف سفالی، سفال شکسته، پاره سفال (قطعات شکسته ی ظرف سفالی)، (محلی - بیشتر در انگلیس)، دوده، کثافت، رنگی که پارچه ی تازه رنگرزی شده پس می دهد، دوده ای کردن، کثیف کردن، اسب پیر و زهوار دررفته، (شخص یا چیز) زهواردر رفته، لکنته، فرتوت، پیر هاف هافو، قراضه، (خودمانی) بیمار خیالی، (بیمار) نق نقو

انگلیسی به فارسی

سبو، خمره


کوزه کردن، خمره، سبو


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: an earthenware container, esp. a pot or jar.

(2) تعریف: (slang) exaggerated or false speech or writing.

- His story was a crock.
[ترجمه ترگمان] داستانش چرند بود
[ترجمه گوگل] داستان او کیک بود

• clay jar; someone or something that is old and decrepit (person, horse, etc.); lie, nonsense
break, damage, injure; make dirty
a crock is an earthenware pot or jar; an old-fashioned word.

مترادف و متضاد

خمره (اسم)
tun, crock, vat

سبو (اسم)
pot, pitcher, jar, crock, stoup

jar


Synonyms: vessel, pitcher, crockery, container, pot


جملات نمونه

1. This attack of influenza has crocked him up.
[ترجمه ترگمان]این حمله of او را از هم جدا کرده
[ترجمه گوگل]این حمله از آنفلوانزا او را بزرگ کرده است

2. The pot crocked my trousers.
[ترجمه ترگمان]قابلمه شلوار من را باز می کند
[ترجمه گوگل]گلدان شلوار من را پوشانده بود

3. Kitty got totally crocked last night.
[ترجمه ترگمان] دیشب \"کیتی\" حالش خوب بود
[ترجمه گوگل]کیتی شب گذشته کاملا پوشیده بود

4. His presentation was a crock of shit.
[ترجمه ترگمان]نمایش او کثیف و مزخرف بود
[ترجمه گوگل]سخنرانی او یک لقمه گه بود

5. He keeps his coffee in an earthenware crock.
[ترجمه ترگمان]قهوه اش را توی یک کوزه سفالی نگه می دارد
[ترجمه گوگل]او قهوه خود را در یک کاسه سفال نگه می دارد

6. I was absolutely crocked last night.
[ترجمه ترگمان] دیشب کاملا گیج شدم
[ترجمه گوگل]شب گذشته به طور کامل کباب شده بودم

7. That's a crock. She'd never even met him before.
[ترجمه ترگمان]این a است قبلا هرگز او را ندیده بود
[ترجمه گوگل]این یک کیک است

8. Crocker was one of the largest banks in California, and was respected by investors and rival bankers alike.
[ترجمه دکتر سعید خاکسار] کروکر یکی از بزرگترین بانکهای کالیفرنیا بود و همین قد رهم مورد احترام سرمایه داران و بانکداران رقیب ( بود )
[ترجمه ترگمان]کراکر یکی از بزرگ ترین بانک های کالیفرنیا بود و توسط سرمایه گذاران و بانکداران رقیب مورد احترام بود
[ترجمه گوگل]کروکر یکی از بزرگترین بانکهای کالیفرنیا بود و توسط سرمایه گذاران و بانکداران رقیب به طور یکسان مورد احترام قرار گرفت

9. Crocker said he expects only low-lying areas with few if any structures in Mayville to get flooded.
[ترجمه دکتر سعید خاکسار] کرواکر گفت او انتظار دارد تنها مناطقی در میویل دچار ابگرفتگی شوند که کم ارتفاع بوده و هیچ سازه ای یا معدود سازه هایی در انها هست
[ترجمه ترگمان]کراکر گفت که او انتظار دارد که تنها در صورتی که هر سازه در Mayville به زیر آب رود، تنها تعداد کمی از این مناطق کم ارتفاع باشد
[ترجمه گوگل]کراکر می گوید، او انتظار دارد که تنها مناطقی که در پایین ترین سطح قرار داشته اند با اندکی در صورتی که سازه هایی در مایویل وجود داشته باشد تا آب گرفتگی شود

10. The deal was described as an alliance, and Crocker was allowed complete autonomy.
[ترجمه ترگمان]معامله به عنوان یک اتحاد توصیف شد و کراکر به طور کامل اجازه استقلال کامل را داد
[ترجمه گوگل]معامله به عنوان یک اتحاد توضیح داده شد، و کروکر مجاز به استقلال کامل شد

11. I thought he'd acquitted himself well before getting crocked?
[ترجمه ترگمان]من فکر می کردم قبل از اینکه به crocked برسد خودش را تبرئه کرده بود؟
[ترجمه گوگل]فکر کردم او قبل از اینکه کیک بریزد، خود را تبرئه کرد؟

12. Malcolm Wilcox was drawn to Crocker through his personal friendship with its chairman, Thomas Wilcox.
[ترجمه ترگمان]مالکوم وبلکاکس از دوستی و دوستی خود با رئیس آن آگاه بود
[ترجمه گوگل]مالکوم ویلکاکس از طریق دوستی شخصی با رئیس خود، توماس ویلکاکس به کراکر کشیده شد

13. Betty Crocker DunkAroos are animal cracker cookies meant to be dipped in the accompanying rainbow sprinkles frosting.
[ترجمه ترگمان]بتی کراکر DunkAroos از کلوچه میوه ای است که در خامه، شکر و خامه، غوطه ور می شود
[ترجمه گوگل]بتی کراکر DunkAroos کوکی ها کراکر حیوانات به معنای تمیز شدن در رنگین کمانی همراه رنگ آمیزی می پوشد frosting

14. He is crocking up.
[ترجمه ترگمان] اون داره از هوش میره
[ترجمه گوگل]او کوهنورد است

پیشنهاد کاربران

فرد مدنی

It's a crock
What a crock
( این حرف ) چرندِ!

Bullshit
Nonsense
Untrue, foolish or wrong


کلمات دیگر: