کلمه جو
صفحه اصلی

turn sour

انگلیسی به انگلیسی

• make sour, become sour

پیشنهاد کاربران

ناموفق شدن، رضایت بخش نبودن، دیگر خوشایند نبودن
The relationship turned sour over a financial dispute.
Their investments had begun to go sour.
Their relationship soon went sour.

( رابطه ) به شکست انجامیدن، به هم خوردن، به تلخی گراییدن


کلمات دیگر: