بیشتر عمرکننده، جاوید، بازمانده، برزیستگر
surviver
بیشتر عمرکننده، جاوید، بازمانده، برزیستگر
انگلیسی به فارسی
بیشتر عمرکننده، جاوید، بازمانده، برزیستگر
جملات نمونه
1. the lone surviver of the fire
تنها کسی که از آتش سوزی جان به در برده است
پیشنهاد کاربران
بازمانده از یه حادثه
کلمات دیگر: