بازماندگان، بازمانده، باقی مانده، شخص زنده
survivors
انگلیسی به فارسی
جملات نمونه
1. survivors weltered in the sea for four days
زنده مانده ها چهار روز در دریا با امواج دست به گریبان بودند.
پیشنهاد کاربران
نجات یافت
گان از مرگ
گان از مرگ
بازماندگان
کلمات دیگر: