کلمه جو
صفحه اصلی

catches


غنایم علوم نظامى : ذخایر به دست امده از دشمن تصرف وسایل و سلاح دشمن

انگلیسی به فارسی

جلب می کند، شکار، دستگیره، اخذ، زبانه، عمل گرفتن، لغت چشمگیر، گرفتن، از هوا گرفتن، بدست اوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، چنگ زدن، قاپیدن


جملات نمونه

1. catches of old tunes
قطعاتی از نواهای قدیمی

2. the statue catches her beauty
تندیس،زیبایی او را مجسم می کند.

3. the early bird catches the worm
کرم نصیب مرغی می شود که سحرخیز است،سحرخیز باش تا کامروا شوی

4. the early bird catches the worm
سحرخیز باش تا کامروا شوی

5. gambling is a pit that catches the youth
قمار دامی است که جوانان را گرفتار می کند.

پیشنهاد کاربران

در بر گرفته ، درگیر شده با، دچار شده به


کلمات دیگر: