(عنوانی که به برخی از بزرگان کلیسای کاتولیک می دهند) مونسن یور
monsignor
(عنوانی که به برخی از بزرگان کلیسای کاتولیک می دهند) مونسن یور
انگلیسی به فارسی
(عنوانی که به برخی از بزرگان کلیسای کاتولیک میدهند) مونسن یور
مونسینور
انگلیسی به انگلیسی
• title of respect for a roman catholic priest
monsignor is the title of a priest of high rank in the catholic church.
monsignor is the title of a priest of high rank in the catholic church.
جملات نمونه
1. Monsignor Jaime Goncalves was also there.
[ترجمه ترگمان] منسینیور جیمی Goncalves \"هم اونجا بود\"
[ترجمه گوگل]مونسیمور جیمی گونزالوves نیز آنجا بود
[ترجمه گوگل]مونسیمور جیمی گونزالوves نیز آنجا بود
2. Roused, the Monsignor hiked the skirt of his voluminous cassock and lumbered up to the podium.
[ترجمه ترگمان]او، منسینیور مونتانلی، منسینیور مونتانلی، که دامن بلندش را بالا برده بود، به سوی سکو رفت
[ترجمه گوگل]Roused، Monsignor دامن cassock حجم خود را افزایش داد و به تخت افتادن
[ترجمه گوگل]Roused، Monsignor دامن cassock حجم خود را افزایش داد و به تخت افتادن
3. Monsignor Delgard sank to his knees, one hand still grasping the top of the lectern.
[ترجمه ترگمان]منسینیور مونتانلی به زانو درآمد، و یک دستش هنوز نوک میز خطابه را در دست داشت
[ترجمه گوگل]مونسینور دلگارد به زانوهایش غرق شد، یک دست هنوز در دست لکتر است
[ترجمه گوگل]مونسینور دلگارد به زانوهایش غرق شد، یک دست هنوز در دست لکتر است
4. They got what they wanted. Monsignor was only too pleased to receive them.
[ترجمه ترگمان] چیزی که میخواستن رو بدست آوردن منسینیور مونتانلی فقط از پذیرفتن آن ها بسیار خرسند بود
[ترجمه گوگل]آنها چیزی را می خواستند مونسینور فقط بسیار خوشحال بود که آنها را دریافت کند
[ترجمه گوگل]آنها چیزی را می خواستند مونسینور فقط بسیار خوشحال بود که آنها را دریافت کند
5. The Monsignor tensed with the sound of flatware clanking and tinkling in the kitchen.
[ترجمه ترگمان]منسینیور مونتانلی که با صدای چنگال ها در آشپزخانه به صدا در آمده بود، با صدا در آشپزخانه به صدا در آمد
[ترجمه گوگل]Monsignor با صدای دستگاه های سخت افزاری خیش و جادویی در آشپزخانه تنگ شد
[ترجمه گوگل]Monsignor با صدای دستگاه های سخت افزاری خیش و جادویی در آشپزخانه تنگ شد
6. But that can't be right, can it, Monsignor?
[ترجمه ترگمان]اما این نمی تواند درست باشد، عالی جناب کشیش ارشد؟
[ترجمه گوگل]اما این نمی تواند درست باشد، آیا می توان آن را Monsignor؟
[ترجمه گوگل]اما این نمی تواند درست باشد، آیا می توان آن را Monsignor؟
7. Moments later as the Monsignor began to pass out the diplomas, flashbulbs popped and a few home movie cameras whirred.
[ترجمه ترگمان]چند لحظه بعد، به محض اینکه منسینیور مونتانلی شروع به عبور از دست دادن diplomas را آغاز کرد، فلاش دوربین ها و چند تا از دوربین های فیلم های خانگی را ضبط کردند
[ترجمه گوگل]لحظاتی بعد که مونسینورور شروع به اخذ دیپلم کرد، فلاش های شکسته و چندین دوربین فیلمبرداری خانه به هم ریختند
[ترجمه گوگل]لحظاتی بعد که مونسینورور شروع به اخذ دیپلم کرد، فلاش های شکسته و چندین دوربین فیلمبرداری خانه به هم ریختند
8. The Monsignor had fallen asleep over his chessboard.
[ترجمه ترگمان]کشیش ارشد، روی تخته شطرنجی او به خواب رفته بود
[ترجمه گوگل]مونسینور روی تخته شطرنج خود خوابید
[ترجمه گوگل]مونسینور روی تخته شطرنج خود خوابید
9. I am dying, the Monsignor thought, staring up at the dolorous face that stared back from the crucifix.
[ترجمه ترگمان]منسینیور مونتانلی در حالی که به چهره dolorous که از صلیب خیره شده بود، خیره شده بود، باخود گفت: من دارم می میرم
[ترجمه گوگل]من در حال مرگ هستم، Monsignor فکر کرد، تماشا در صورت dolorous که از مصلوب شدن خیره شده است
[ترجمه گوگل]من در حال مرگ هستم، Monsignor فکر کرد، تماشا در صورت dolorous که از مصلوب شدن خیره شده است
10. The office door banged shut and the Monsignor groaned.
[ترجمه ترگمان]در دفتر بسته شد و منسینیور مونتانلی غرشی کرد
[ترجمه گوگل]درب دفتر ضرب دیده بود و مونس نیورن غرق شد
[ترجمه گوگل]درب دفتر ضرب دیده بود و مونس نیورن غرق شد
11. Then later every Friday I see the monsignor come into the hotel and go upstairs.
[ترجمه ترگمان]پس از آن روز جمعه، کشیش اعظم به هتل آمد و به طبقه بالا رفت
[ترجمه گوگل]سپس بعد از هر جمعه می بینم که مونسونور وارد هتل می شود و به طبقه بالا می آید
[ترجمه گوگل]سپس بعد از هر جمعه می بینم که مونسونور وارد هتل می شود و به طبقه بالا می آید
12. Veronica Quinn, a grandniece of Monsignor Quinn, said family lore painted him as a beloved uncle and brother, but gave no hint of the origins of his vision of racial equality.
[ترجمه ترگمان]در این میان، ورونیکا کویین، صاحب برادرزاده منسینیور کویین، بود که او را به عنوان عمو و برادر محبوبش نقاشی کرده بود، اما نشانی از اصل و نسب او از برابری نژادی او را نشان نمی داد
[ترجمه گوگل]ورونیکا کوین، دانیل مونسینور کین، گفت که داستان های خانوادگی او را به عنوان یک عموی معشوقه و برادر نقاشی کرده است، اما هیچ اشاره ای به مبانی دیدگاه وی از برابری نژادی نداشت
[ترجمه گوگل]ورونیکا کوین، دانیل مونسینور کین، گفت که داستان های خانوادگی او را به عنوان یک عموی معشوقه و برادر نقاشی کرده است، اما هیچ اشاره ای به مبانی دیدگاه وی از برابری نژادی نداشت
13. Rafael Acosta: The pampas are in Argentina, monsignor.
[ترجمه ترگمان]رافائل آکوستا: The در آرژانتین، monsignor هستند
[ترجمه گوگل]رافائل آکوستا: پامپس در آرژانتین، مونسنور است
[ترجمه گوگل]رافائل آکوستا: پامپس در آرژانتین، مونسنور است
14. The Monsignor turned his gaze from the flames to meet the Colonel's.
[ترجمه ترگمان]کشیش ارشد، نگاه خیره اش را از شعله های آتش به سوی سرهنگ معطوف کرد
[ترجمه گوگل]Monsignor نگاه خود را از شعله های آتش به دیدار سرهنگ
[ترجمه گوگل]Monsignor نگاه خود را از شعله های آتش به دیدار سرهنگ
15. Certainly the Monsignor made female converts with his burning eyes.
[ترجمه ترگمان]مسلما منسینیور منسینیور مونتانلی، که با چشمان سوزانش به خانه باز می گردد
[ترجمه گوگل]مسلما Monsignor زن را تبدیل به چشم او سوختگی
[ترجمه گوگل]مسلما Monsignor زن را تبدیل به چشم او سوختگی
کلمات دیگر: