جادوگر، شکل قیفی داشتن، باریک شدن
funnelling
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• channeling, centralizing; act of sending through a funnel
پیشنهاد کاربران
متمرکز سازی، کانالیزه سازی، به صورت قیف در آوردن
در تهیه پرسشنامه شروع کردن باسوالات کلی تر در باره یک عنوان و بتدریج خاص تر کردن آنها را funnelling گویند، بطور خلاصه از سوالات عام به سوالات خاص رفتن را گویند
کلمات دیگر: