یارانه نقدی، کمک هزینه دادن، کمک خرج دادن
subsidized
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• paid for, funded, financed (also subsidised)
جملات نمونه
1. Soldiers are subsidized in our country .
[ترجمه ترگمان]سربازان در کشور ما یارانه دریافت می کنند
[ترجمه گوگل]سربازان در کشور ما یارانه می گیرند
[ترجمه گوگل]سربازان در کشور ما یارانه می گیرند
2. Farming is heavily subsidized by the government.
[ترجمه ترگمان]کشاورزی به شدت تحت یارانه دولت است
[ترجمه گوگل]کشاورزی به شدت توسط دولت یارانه می گیرد
[ترجمه گوگل]کشاورزی به شدت توسط دولت یارانه می گیرد
3. The state's timber industry is heavily subsidized.
[ترجمه ترگمان]صنعت چوب به شدت یارانه پرداخت می کند
[ترجمه گوگل]صنعت چوب این کشور به شدت یارانه دارد
[ترجمه گوگل]صنعت چوب این کشور به شدت یارانه دارد
4. The housing projects are subsidized by the government.
[ترجمه ترگمان]پروژه های مسکن توسط دولت یارانه دریافت می کنند
[ترجمه گوگل]پروژه های مسکن توسط دولت یارانه می گیرند
[ترجمه گوگل]پروژه های مسکن توسط دولت یارانه می گیرند
5. The airline is heavily subsidized by the government.
[ترجمه ترگمان]این شرکت هواپیمایی به شدت از دولت یارانه دریافت می کند
[ترجمه گوگل]این خطوط هوایی به شدت توسط دولت یارانه گرفته است
[ترجمه گوگل]این خطوط هوایی به شدت توسط دولت یارانه گرفته است
6. France operates a system of subsidized loans to dairy farmers.
[ترجمه ترگمان]فرانسه یک سیستم وام های یارانه ای به کشاورزان لبنیات دارد
[ترجمه گوگل]فرانسه دارای سیستم وام های یارانه ای برای کشاورزان لبنی است
[ترجمه گوگل]فرانسه دارای سیستم وام های یارانه ای برای کشاورزان لبنی است
7. The refugees live in subsidized housing provided by the authorities.
[ترجمه ترگمان]این پناهندگان در خانه های یارانه ای که توسط مقامات تامین می شود، زندگی می کنند
[ترجمه گوگل]پناهندگان در مسکن یارانه ای که توسط مقامات تامین می شود، زندگی می کنند
[ترجمه گوگل]پناهندگان در مسکن یارانه ای که توسط مقامات تامین می شود، زندگی می کنند
8. The majority live in private institutions, authorized and subsidized by the government.
[ترجمه ترگمان]اکثریت در موسسات خصوصی، مجاز و یارانه توسط دولت زندگی می کنند
[ترجمه گوگل]اکثریت در نهادهای خصوصی زندگی می کنند که توسط دولت مجاز و یارانه گرفته اند
[ترجمه گوگل]اکثریت در نهادهای خصوصی زندگی می کنند که توسط دولت مجاز و یارانه گرفته اند
9. Equally threatening are the dozens of federally subsidized cattle ranches that have depleted underground water sources used by antelope and bighorn sheep.
[ترجمه ترگمان]به همان اندازه تهدید شده، ده ها گاوداری تحت یارانه فدرال وجود دارند که منابع آب زیرزمینی که از سوی بزه ای کوهی و bighorn مورد استفاده قرار می گیرند را تخلیه کرده اند
[ترجمه گوگل]به همان اندازه خطرناک ده ها تن از گاوهای گاو یارانه فدرال است که منابع آب زیرزمینی مورد استفاده توسط گوسفند و گوسفند را نابود کرده اند
[ترجمه گوگل]به همان اندازه خطرناک ده ها تن از گاوهای گاو یارانه فدرال است که منابع آب زیرزمینی مورد استفاده توسط گوسفند و گوسفند را نابود کرده اند
10. It has subsidized local calls by overcharging long-distance.
[ترجمه ترگمان]این کشور از تماس های محلی با بیش از حد طولانی یارانه پرداخت کرده است
[ترجمه گوگل]با پرداخت بیش از حد از راه دور، مکالمات محلی را پرداخت می کند
[ترجمه گوگل]با پرداخت بیش از حد از راه دور، مکالمات محلی را پرداخت می کند
11. A network of subsidized cargo barges and water taxis would be introduced on the city's canals to compensate.
[ترجمه ترگمان]شبکه ای از barges کالا و تاکسی های آب در کانال های شهر برای جبران خسارت وارد خواهند شد
[ترجمه گوگل]شبکه جرثقیل های یارانه ای و تاکسی های آب در کانال های شهر برای جبران خسارت وارد می شود
[ترجمه گوگل]شبکه جرثقیل های یارانه ای و تاکسی های آب در کانال های شهر برای جبران خسارت وارد می شود
12. Subsidized day care for low-income families costs considerably less.
[ترجمه ترگمان]مراقبت روزانه برای خانواده های کم درآمد به طور قابل توجهی کم تر است
[ترجمه گوگل]مراقبت روزانه برای خانواده های کم درآمد روزانه به میزان قابل توجهی کاهش می یابد
[ترجمه گوگل]مراقبت روزانه برای خانواده های کم درآمد روزانه به میزان قابل توجهی کاهش می یابد
13. Many day care facilities are subsidized by the city.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از تسهیلات مراقبت روزانه از سوی شهر یارانه دریافت می کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری از امکانات روزانه توسط شهر مورد حمایت قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]بسیاری از امکانات روزانه توسط شهر مورد حمایت قرار می گیرند
14. In later life he had to be subsidized by the teetotal movement and lived with his eldest sister.
[ترجمه ترگمان]در زندگی بعدی، او با جنبش teetotal یارانه پرداخت و با خواهر بزرگ تر خود زندگی کرد
[ترجمه گوگل]در زندگی بعدی او مجبور به پرداخت یارانه نقدی شد و با خواهر بزرگش زندگی کرد
[ترجمه گوگل]در زندگی بعدی او مجبور به پرداخت یارانه نقدی شد و با خواهر بزرگش زندگی کرد
پیشنهاد کاربران
کمک هزینه
یارانه ای
کلمات دیگر: