کلمه جو
صفحه اصلی

substitutes

انگلیسی به فارسی

جایگزین ها، تعویض، جانشین، عوض، بدل، جانشین کردن، تعویض کردن، جابجا کردن


انگلیسی به انگلیسی

• pair of goods related in a way that if the price of one rises the demand for the other increases (economics)

پیشنهاد کاربران

جانشین بدل
Noun

قائم مقام


کلمات دیگر: