زیرفکی، زیر آرواره ای، وابسته به فک زیرین، وابسته به هر یک از دو غده ی بزاقی (واقع در زیر فک تحتانی)
submaxillary
زیرفکی، زیر آرواره ای، وابسته به فک زیرین، وابسته به هر یک از دو غده ی بزاقی (واقع در زیر فک تحتانی)
انگلیسی به فارسی
زیرفکی، زیر آروارهای، وابسته به فک زیرین، وابسته به هر یک از دو غدهی بزاقی (واقع در زیر فک تحتانی)
submaxillary، وابسته به استخوان فک پایین
انگلیسی به انگلیسی
صفت ( adjective )
• : تعریف: of, pertaining to, or below the lower jaw.
اسم ( noun )
حالات: submaxillaries
حالات: submaxillaries
• : تعریف: a body part, such as a nerve or gland, that is located in, on, or below the lower jaw.
• of or related to the lower jaw (anatomy)
کلمات دیگر: