1. Senior management can exercise greater control over the activities of the organisation and coordinate their subordinates or sub-units more easily.
[ترجمه ترگمان]مدیریت ارشد می تواند کنترل بیشتری بر فعالیت های سازمان داشته باشد و زیردستان خود را به راحتی هماهنگ کند
[ترجمه گوگل]مدیریت ارشد می تواند کنترل بیشتر بر فعالیت های سازمان را کنترل کند و هماهنگ کردن زیردستان یا واحدهای آن آسان تر باشد
2. She first confirmed Watson's hypothesis that in the tobacco mosaic virus small protein sub-units were arranged in a helical fashion.
[ترجمه ترگمان]او ابتدا فرضیه واتسون را تایید کرد که در فرآیند تنباکو، virus کوچک پروتیین در یک مد مارپیچی قرار داده شدند
[ترجمه گوگل]او ابتدا فرضیه واتسون را تأیید کرد که در ویروس موزاییک دخانیات، زیربخشهای پروتئینی کوچک، به شکل اسپیلکی مرتب شده اند
3. The production of the three subunits in minicells should reflect the level of production within the cell.
[ترجمه ترگمان]تولید این سه واحد فرعی در minicells باید منعکس کننده سطح تولید درون سلول باشد
[ترجمه گوگل]تولید این سه واحد در minicell ها باید سطح تولید داخل سلول را نشان دهد
4. We have not yet identified the subunit which makes this putative contact.
[ترجمه ترگمان]ما هنوز the را شناسایی نکرده ایم که این ارتباط فرضی را ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]ما هنوز تعریف نشده است که این ارتباط احتمالی را ایجاد می کند
5. The appearance of all protein subunit had an advanced trend as compared to their parents.
[ترجمه ترگمان]ظهور همه subunit پروتیین یک گرایش پیشرفته در مقایسه با والدین خود داشت
[ترجمه گوگل]ظهور تمام زیرمجموعه پروتئین در مقایسه با والدین آنها روند پیشرفته ای داشت
6. The 50 S ribosomal subunit: a view of peptide bond formation using RNA.
[ترجمه ترگمان]The ribosomal ۵۰: دیدگاه تشکیل پیوند پپتیدی با استفاده از RNA
[ترجمه گوگل]واحدهای 50S Sibiral با مشاهده ی پیوند پپتید با استفاده از RNA زیر واحد
7. Based on our observations, the subunit structures of haptoglobin protein conjugates are largely consistent with the known model.
[ترجمه ترگمان]براساس مشاهدات ما، ساختارهای فرعی of پروتیین haptoglobin عمدتا با مدل شناخته شده سازگار هستند
[ترجمه گوگل]بر اساس مشاهدات ما، ساختارهای واحد سلولی پروتئین haptoglobin به طور عمده با مدل شناخته شده سازگار است
8. Next to the B - subunit gene itself, he inserted a second piece of DNA called a promoter.
[ترجمه ترگمان]بعد از خود ژن B، او یک قطعه دوم DNA به نام تقویت کننده را وارد کرد
[ترجمه گوگل]به جای ژن زیر واحد B، او یک قطعه دوم DNA به نام پروموتر وارد کرد
9. The problem with the subunit approach is that its effects don't last, said William Halford, a virologist at Montana State University, in Bozeman.
[ترجمه ترگمان]ویلیام Halford، virologist در دانشگاه ایالتی مونتانا، در Bozeman گفت که مشکل رویکرد واحد فرعی این است که تاثیرات آن دوام نخواهند آورد
[ترجمه گوگل]ویلیام هالفورد، متخصص روانشناسی دانشگاه ایالتی مونتانا در Bozeman، گفت: مشکل با رویکرد واحد این است که اثرات آن تا آخر عمر ادامه پیدا نکرده است
10. Field trials of recombinant subunit vaccine of infectious bursal disease (IBD) were made in 9 flocks of commercial broiler chicken with 3 batches of experimental production.
[ترجمه ترگمان]آزمایش ها میدان مغناطیسی، واکسن بیماری های عفونی عفونی (IBD)در ۹ گروه جوجه broiler تجاری با سه دسته از تولید تجربی انجام شد
[ترجمه گوگل]آزمایش های صحرایی واکسن زیربخش نوترکیب بیماری بروس عفونی (IBD) در 9 گله جوجه گوشتی تجاری با 3 گروه تولید تجربی انجام شد
11. RAMP 1 is a normal, required subunit of the CGRP receptor.
[ترجمه ترگمان]ramp ۱ یک ذره معمولی از گیرنده required است
[ترجمه گوگل]RAMP 1 یک زیرمجموعه طبیعی، مورد نیاز گیرنده CGRP است
12. The BDZ - R subunit molecular weight, determined by combining photoaffinity labeling with HPLC, was 48 000±1000.
[ترجمه ترگمان]وزن مولکولی BDZ - R، که با ترکیب labeling photoaffinity با HPLC تعیین شد، از ۰۰۰ ± ۱۰۰۰ بود
[ترجمه گوگل]وزن مولکولی Subunit BDZ-R، با ترکیب برچسب گذاری عکس بافت HPLC، به ترتیب 48000 � 1000 بود
13. The stress adjust the inspection lot, branch item, subsection (tender subsection), unit (subunit) the project divides, installation of indicator of quality, ACP and organisation await elaborate.
[ترجمه ترگمان]فشار تعداد زیادی از بخش های بازرسی را تنظیم می کند، بخش فرعی (زیر بخش)، واحد (واحد فرعی)فرعی پروژه، نصب شاخص کیفیت، ACP و سازمان در انتظار دقیق هستند
[ترجمه گوگل]استرس مجموعه بازرسی، آیتم شعبه، بخش (بخش مناقصه)، واحد (واحد) پروژه تقسیم، نصب شاخص کیفیت، ACP و سازمان انتظار دقیق است
14. Objective: To determine the oral immunogenicity of B subunit of Escherichia coli Heat-labile enterotoxin expressed in transgenic potatoes.
[ترجمه ترگمان]هدف: تعیین the شفاهی of Escherichia of Heat - در potatoes تراژنی \"
[ترجمه گوگل]هدف: تعیین ایمونوژیولوژی خوراکی زیربخش B از اشریشیاکلی، انتروتوکسین گرم لابی، بیان شده در سیب زمینی ترانس ژنیک