کلمه جو
صفحه اصلی

substantiative


محقق شده، بادلیل اثبات شده، تجسم یافته

انگلیسی به فارسی

محقق شده، بادلیل اثبات شده، تجسم یافته


اساسا


انگلیسی به انگلیسی

• (grammar) functioning as a noun; essential; real; having practical value; of a considerable amount


کلمات دیگر: