(هندوستان) سیک
sikh
(هندوستان) سیک
انگلیسی به فارسی
سیک
(هندوستان) سیک
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
مشتقات: Sikhism (n.)
مشتقات: Sikhism (n.)
• : تعریف: a member of a Hindu religious sect formed about 1500 in India, whose adherents have faith in one god and reject idol worship and the caste system.
• adherent of sikhism, member of a monotheistic religion which combines elements of hinduism and islam and was founded in northern india in the 16th century
of or pertaining to sikhism, of or pertaining to a monotheistic religion which combines elements of hinduism and islam and was founded in northern india in the 16th century
a sikh is a person who believes in the indian religion of sikhism.
of or pertaining to sikhism, of or pertaining to a monotheistic religion which combines elements of hinduism and islam and was founded in northern india in the 16th century
a sikh is a person who believes in the indian religion of sikhism.
جملات نمونه
1. christian and sikh communities in india
اقلیت های مسیحی و سیک در هندوستان
2. The town has a sizeable Sikh population.
[ترجمه ترگمان]این شهر جمعیت سیک قابل توجهی دارد
[ترجمه گوگل]این شهر دارای جمعیت قابل توجه سیک است
[ترجمه گوگل]این شهر دارای جمعیت قابل توجه سیک است
3. Sikh gunmen open fire on students.
[ترجمه ترگمان]مردان مسلح سیک به روی دانش آموزان آتش گشودند
[ترجمه گوگل]مردان مسلح سیک برای دانش آموزان باز می شوند
[ترجمه گوگل]مردان مسلح سیک برای دانش آموزان باز می شوند
4. I think the executioner was a Sikh.
[ترجمه ترگمان]فکر می کنم جلاد یک sikh است
[ترجمه گوگل]فکر می کنم اعدام یک سیک بود
[ترجمه گوگل]فکر می کنم اعدام یک سیک بود
5. It showed an old Sikh warrior on a pony, glaring at the camera fiercely, a huge spear in his hand.
[ترجمه ترگمان]یک جنگ جوی پیر روی یک اسب را نشان می داد که با خشونت به دوربین نگاه می کرد، یک نیزه بزرگ در دستش بود
[ترجمه گوگل]این یک جنگجو قدیمی سیک را بر روی یک تسویه حساب کرد و در دوربین ظاهر شد و یک کاپیتان بزرگ در دستش بود
[ترجمه گوگل]این یک جنگجو قدیمی سیک را بر روی یک تسویه حساب کرد و در دوربین ظاهر شد و یک کاپیتان بزرگ در دستش بود
6. In response to Sikh accusations V. P. Singh agreed to the holding of a judicial inquiry into his death.
[ترجمه ترگمان]در پاسخ به اتهامات سیک وی پی سینگ با برگزاری یک تحقیق قضایی در مورد مرگ وی موافقت کرد
[ترجمه گوگل]در واکنش به اتهامات سیکا، وی پی سینگ با برگزاری یک دادگاه قضایی در مورد مرگ وی موافقت کرد
[ترجمه گوگل]در واکنش به اتهامات سیکا، وی پی سینگ با برگزاری یک دادگاه قضایی در مورد مرگ وی موافقت کرد
7. There was a young Sikh in a red turban, wearing a blue quilted jacket despite the heat.
[ترجمه ترگمان]یک سیک جوان در یک عمامه قرمز نشسته بود و با وجود گرما یک ژاکت پشمی آبی پوشیده بود
[ترجمه گوگل]یک سیکۀ جوان در یک تورب قرمز وجود داشت، با وجود گرما، کت و شلواری آبی رنگ زده بود
[ترجمه گوگل]یک سیکۀ جوان در یک تورب قرمز وجود داشت، با وجود گرما، کت و شلواری آبی رنگ زده بود
8. Groups demanding an autonomous Sikh state have already called for a boycott of the elections.
[ترجمه ترگمان]گروه هایی که خواهان یک کشور سیک خودمختار بودند، پیش از این خواستار تحریم انتخابات شده بودند
[ترجمه گوگل]گروه هایی که خواستار یک دولت مستقل سیک هستند، خواستار تحریم انتخابات شده اند
[ترجمه گوگل]گروه هایی که خواستار یک دولت مستقل سیک هستند، خواستار تحریم انتخابات شده اند
9. Some schools refuse to allow Sikh boys to wear turbans, or girls to cover their legs.
[ترجمه ترگمان]برخی مدارس از دادن اجازه دادن به پسران سیک به پوشیدن عمامه و یا دختران برای پوشش دادن پاهای خود امتناع می کنند
[ترجمه گوگل]بعضی از مدارس سعی می کنند که پسران سیه را به پوشیدن تورن ها یا دختران بپوشانند
[ترجمه گوگل]بعضی از مدارس سعی می کنند که پسران سیه را به پوشیدن تورن ها یا دختران بپوشانند
10. Singh steps out for peace in Sikh heartland.
[ترجمه ترگمان]سینگ برای صلح در مرکز قلب سیک قدم به بیرون می گذارد
[ترجمه گوگل]سینگ برای صلح در منطقه مرکزی سیک می رود
[ترجمه گوگل]سینگ برای صلح در منطقه مرکزی سیک می رود
11. The killings were seen as an attempt by Sikh extremists to disrupt the ongoing general election campaign.
[ترجمه ترگمان]این قتل ها بعنوان تلاشی از سوی افراط گرایان سیک به منظور اخلال در فعالیت های انتخاباتی جاری در جریان انتخابات دیده شدند
[ترجمه گوگل]این قتل ها به عنوان تلاشی از سوی افراط گرایان سیک برای برهم زدن کمپاین انتخابات در حال انجام است
[ترجمه گوگل]این قتل ها به عنوان تلاشی از سوی افراط گرایان سیک برای برهم زدن کمپاین انتخابات در حال انجام است
12. Today, the Central Sikh Temple is an imposing building, capped by an impressive dome.
[ترجمه ترگمان]امروزه، معبد سیک مرکزی یک ساختمان با ابهت است که یک گنبد با ابهت آن را پوشانده است
[ترجمه گوگل]امروز، معبد مرکزی سیک یک ساختمان تحمیل شده است که توسط گنبد قابل توجهی بسته شده است
[ترجمه گوگل]امروز، معبد مرکزی سیک یک ساختمان تحمیل شده است که توسط گنبد قابل توجهی بسته شده است
13. In one instance half a dozen Sikh prisoners were held immobile.
[ترجمه ترگمان]در یک نمونه نیمی از اسیران sikh بی حرکت مانده بودند
[ترجمه گوگل]در یک مورد، نیمی از دوازده نفر از زندانیان سیک، غیرقابل تحمل بودند
[ترجمه گوگل]در یک مورد، نیمی از دوازده نفر از زندانیان سیک، غیرقابل تحمل بودند
14. A Sikh temple has also been attacked, as have two Muslim prayer - rooms.
[ترجمه ترگمان]یک معبد سیک نیز مورد حمله قرار گرفته است، چرا که دو اتاق عبادت مسلمان دارد
[ترجمه گوگل]معبد سیک نیز مورد حمله قرار گرفته است، همانطور که دو اتاق نمازگزاران مسلمان دارد
[ترجمه گوگل]معبد سیک نیز مورد حمله قرار گرفته است، همانطور که دو اتاق نمازگزاران مسلمان دارد
15. For example, a member of the Sikh religion, which generally does not permit shaving, lost his religious-discrimination case with Chevron USA Inc., which has a clean-shaven policy.
[ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، یک عضو از دین سیک که به طور کلی اجازه اصلاح صورت نمی دهد، مورد تبعیض مذهبی خود را با شرکت چورون ایالات متحده که سیاست اصلاح شده را دارد از دست داده است
[ترجمه گوگل]برای مثال، یکی از اعضای مذهب سیک، که به طور کلی اجازه اصلاح دادن را نمی دهد، پروندهای که در مورد تبعیض مذهبی با شرکت Chevron USA USA از بین رفته است، که یک سیاست تمیز است
[ترجمه گوگل]برای مثال، یکی از اعضای مذهب سیک، که به طور کلی اجازه اصلاح دادن را نمی دهد، پروندهای که در مورد تبعیض مذهبی با شرکت Chevron USA USA از بین رفته است، که یک سیاست تمیز است
کلمات دیگر: