1. the architecture of a beehive
الگوی ساختمانی (ساختمان) کندوی عسل
2. I stuck my hand in the beehive and was stung three times!
[ترجمه ترگمان]دستم را در کندوی عسل فرو کردم و سه بار نیش زد!
[ترجمه گوگل]دستم را در کندو گذاشتم و سه بار کشته شدم!
3. The office was seething like a beehive when she got in.
[ترجمه ترگمان]وقتی وارد اتاق شد، دفتر مثل کندوی عسل در حال جوش و خروش بود
[ترجمه گوگل]وقتی وارد شد، دفترچه ای مثل عسل عصبی شد
4. One of the tanks was firing beehive rounds point-blank.
[ترجمه ترگمان]یکی از تانک ها کندوی عسل رو به نقطه خالی شلیک می کرد
[ترجمه گوگل]یکی از تانک ها عصا را دور زده بود
5. Marge, his wife with a metre-high blue beehive, keeps the family together.
[ترجمه ترگمان]مارچ، همسرش با یک کندوی عسل قوی و بلند، خانواده را کنار هم نگه می دارد
[ترجمه گوگل]مارج، همسرش با یک زنبور عسل آبی متر، خانواده را با هم نگه می دارد
6. The Baltimore Hons, with a beehive on the helmet?
[ترجمه ترگمان]The بالتیمور، با یه کندوی عسل روی کلاه ایمنی؟
[ترجمه گوگل]بالتیمور هونز، با یک زنبور عسل در کلاه ایمنی؟
7. The artillery began firing beehive rounds, which I had never seen before at minimum elevation.
[ترجمه ترگمان]توپخانه شروع به تیراندازی کرد که هرگز پیش از آن ندیده بودم
[ترجمه گوگل]توپخانه شروع به شلیک دوران کندوی کرد، که قبلا هرگز در ارتفاع کم ندیده بودم
8. Beehive, another sulfide edifice, is a five-minute submersible ride due west of Moose.
[ترجمه ترگمان]Beehive، یک عمارت بزرگ سولفید، یک سوار submersible ۵ دقیقه ای به خاطر غرب موس است
[ترجمه گوگل]کندو، یکی دیگر از ساختمان های سولفید، سوار یک فروند شناور 5 دقیقه ای به سمت غرب Moose است
9. We're just about to a beehive.
[ترجمه ترگمان]ما فقط داریم به یه کندوی عسل نزدیک میشیم
[ترجمه گوگل]ما فقط یک عسل هستیم
10. It is used in baking the beehive catalyzer in exhaust gas purify organ of auto.
[ترجمه ترگمان]آلوئه ورا در پخت the beehive در گاز اگزوز، ارگ خودرو به کار می رود
[ترجمه گوگل]این در پختن کاتالیزور زنبور عسل در تصفیه گاز اگزوز استفاده می شود
11. Han Jia, I wanted to poke a beehive.
[ترجمه ترگمان]هان jia \"، من می خواستم یه کندوی عسل رو سوراخ کنم\"
[ترجمه گوگل]هان جیا، من می خواستم یک کندوی زنبور عسل بزنم
12. He thought back and remembered the beehive he had wiped out.
[ترجمه ترگمان]به فکر فرو رفت و کندوی عسل را که از بین برده بود به یاد آورد
[ترجمه گوگل]او دوباره فکر کرد و عده ای را که از بین برده بودند به یاد می آورد
13. How Far Is The Beehive - Product Vaccines Away From Us?
[ترجمه ترگمان]چگونه واکسن Beehive - محصول از ما دور است؟
[ترجمه گوگل]چقدر عصبی - واکسن محصول دور از ماست؟
14. During the day, your brain is a beehive of activity -- during NREM sleep it is barely humming.
[ترجمه ترگمان]در طول روز، مغز شما کندوی فعالیت است - - در طول خواب NREM به سختی زیر لب شروع به زمزمه می کند
[ترجمه گوگل]در طول روز، مغز شما عصبی از فعالیت است - در هنگام خواب NREM آن را به سختی کوفته