کلمه جو
صفحه اصلی

summer camp

انگلیسی به فارسی

کمپ تابستانی


انگلیسی به انگلیسی

• place for kids to share activities with other youngsters in a supervised and dormitory-like environment throughout the summer months
a summer camp is a place where children go on holiday together, often without their parents, and take part in sporting activities; used in american english.

جملات نمونه

1. Two years ago, she started a summer camp for girls aged 8 and older.
[ترجمه ترگمان]دو سال پیش او یک کمپ تابستانی برای دختران ۸ ساله و بزرگ تر آغاز کرد
[ترجمه گوگل]دو سال پیش، او یک اردوگاه تابستانی برای دختران 8 سال و بالاتر را آغاز کرد

2. The children are spending a week at a summer camp.
[ترجمه ترگمان]بچه ها یک هفته را در یک کمپ تابستانی سپری می کنند
[ترجمه گوگل]کودکان در یک اردو تابستان یک هفته می گذرانند

3. At summer camp in Vermont they have to dive into dark water from the lip of a granite quarry.
[ترجمه ترگمان]در کمپ تابستانی در ورمونت، آن ها باید به آب تیره از لبه سنگ خارا فرو بروند
[ترجمه گوگل]در اردوگاه تابستانی در ورمونت آنها باید به آب تاریک از لب از یک سنگ گرانیت غرق شوند

4. This year, too, the Pillow experience was like summer camp for the dancers.
[ترجمه ترگمان]امسال نیز تجربه Pillow مانند اردوی تابستانی برای رقصندگان بود
[ترجمه گوگل]این سال نیز تجربه بالش مانند اردوهای تابستانی برای رقاصان بود

5. The Sea Cadets had a summer camp in the naval base at Aultbea with good facilities.
[ترجمه ترگمان]The دریایی اردوی تابستانی در پایگاه دریایی در Aultbea با امکانات خوب داشتند
[ترجمه گوگل]اردوگاه های دریایی اردوگاه تابستانی در پایگاه نیروی دریایی Aultbea با امکانات خوب داشتند

6. He's going to a Boy Scout summer camp for two weeks in August.
[ترجمه ترگمان]او برای دو هفته در ماه اوت به اردوگاه تابستانی Scout می رود
[ترجمه گوگل]او برای دو هفته در ماه اوت به اردوگاه تابستانی Boy Scout می رود

7. We must try to make this summer camp a success. We don't want a repeat performance of last year's disaster.
[ترجمه ترگمان]ما باید تلاش کنیم که این اردوگاه تابستانی را به یک موفقیت تبدیل کنیم ما نمی خواهیم عملکرد تکرار فاجعه سال گذشته را تکرار کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید تلاش کنیم تا این اردوگاه تابستانی موفق شود ما نمی خواهیم یک عملکرد تکراری از فاجعه سال گذشته داشته باشیم

8. Allen said that he called Previn at summer camp in 199 using the name George Simon.
[ترجمه ترگمان]الن گفت که او در اردوگاه تابستانی با ۱۹۹ نام به اسم جورج سیمون تماس گرفته است
[ترجمه گوگل]آلن گفت که او در سال 1961 با استفاده از نام جورج سیمون، به نام پریوین در اردوگاه تابستانی نامگذاری کرد

9. The question of whether children were safe at summer camp or not made for much parental discussion and anxiety.
[ترجمه ترگمان]این سوال که آیا کودکان در اردوگاه تابستانی ایمن هستند و چه به خاطر بحث های والدین و اضطراب انجام نشده اند
[ترجمه گوگل]سوال این است که آیا کودکان در اردوهای تابستانی امن هستند یا نه برای بحث و گفتگو والدین و اضطراب

10. I go to Kensington for summer camp.
[ترجمه ترگمان]من برای اردوی تابستونی \"کنزینگتون\" میرم
[ترجمه گوگل]من به اردوگاه تابستانی Kensington میروم

11. I want to hire a minibus for our summer camp in August.
[ترجمه ترگمان]من می خواهم یک مینی بوس را برای اردوی تابستانی مان در ماه اوت استخدام کنم
[ترجمه گوگل]من می خواهم یک مینی بوس را برای اردوگاه تابستانی خود در ماه اوت استخدام کنم

12. They run a summer camp for pre - school children.
[ترجمه ترگمان]آن ها یک کمپ تابستانی برای کودکان پیش از مدرسه برگزار می کنند
[ترجمه گوگل]آنها یک اردوی تابستانی برای کودکان پیش دبستانی اجرا می کنند

13. No, with other friends in the summer camp.
[ترجمه ترگمان]نه، با دوستای دیگه توی کمپ تابستون
[ترجمه گوگل]نه با دوستان دیگر در اردوگاه تابستانی

پیشنهاد کاربران

اردوی تابستانی

اردو در تابستان

کمپ تابستان

اردوی تابستانی یا اردوگاه تابستانی

کمپ تابستانه
اردوی تابستانه

کمپ تابستانی
اردوگاه تابستانی

Noun - countabe/uncountable :
اردوگاه تابستانی
در آمریکا به مکانی گفته می شود که کودکان در طی تعطیلات تابستانی میتوانند به آنجا رفته و ضمن اقامت و لذت بردن از سپری کردن اوقاتشان در آنجا، در فعالیت های تفریحی گروهی نیز شرکت نمایند.


مکانی مانند مدرسه که در آن دانش آموزان کار یا فعالیت علمی انجام میدهند


کلمات دیگر: