کلمه جو
صفحه اصلی

suitably


بطور مناسب یاشایسته

انگلیسی به فارسی

مناسب


انگلیسی به انگلیسی

• appropriately, fittingly, properly, becomingly

جملات نمونه

1. The task needs the skills of a suitably experienced engineer.
[ترجمه موسی] این کار به مهارت های یک مهندس با تجربه شایسته احتیاج دارد.
[ترجمه ترگمان]این وظیفه نیازمند مهارت یک مهندس با تجربه مناسب است
[ترجمه گوگل]این کار نیاز به مهارت یک مهندس مناسب دارد

2. She went home and returned more suitably clad.
[ترجمه موسی] او به خانه رفت و با لباس مناسب تری برگشت.
[ترجمه ترگمان]به خانه رفت و لباس مناسب به تن کرد
[ترجمه گوگل]او به خانه برگشت و به راحتی لباسهایش را باز کرد

3. She was suitably impressed with the painting.
[ترجمه sh-h] او به طور شایسته ای تحت تاثیر لباس قرار گرفته بود.
[ترجمه موسی] او به طور مطلوبی تحت تأثیر نقاشی قرار گرفت.
[ترجمه ترگمان]تحت تاثیر نقاشی قرار گرفته بود
[ترجمه گوگل]او با نقاشی مناسب تحت تأثیر قرار گرفت

4. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!

5. There are problems in recruiting suitably qualified scientific officers for NHS laboratories.
[ترجمه ترگمان]مشکلاتی در استخدام افسران علمی واجد شرایط مناسب برای آزمایشگاه های NHS وجود دارد
[ترجمه گوگل]مشکلات در استخدام افسران علمی مناسب برای آزمایشگاههای NHS وجود دارد

6. She was dressed in grey and looked suitably subdued.
[ترجمه ترگمان]او لباس خاکستری پوشیده بود و خیلی آرام به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]او در خاکستری لباس پوشید و به طور مناسب محکوم به نظر می رسید

7. It is appropriate that everyone be suitably attired.
[ترجمه ترگمان]مناسب است که هر کس لباس مناسبی به تن داشته باشد
[ترجمه گوگل]مناسب است که همه لباس مناسب باشند

8. Unfortunately I'm not suitably dressed for gardening.
[ترجمه ترگمان]متاسفانه من لباس مناسب برای باغبانی ندارم
[ترجمه گوگل]متاسفانه من مناسب باغبانی نیستم

9. Her entrance was accompanied by suitably dramatic music.
[ترجمه ترگمان]ورود او با صدای suitably به گوش می رسید
[ترجمه گوگل]ورود او با موسیقی متناسب با موسیقی دراماتیک همراه بود

10. A large portico provides a suitably impressive entrance to the chapel.
[ترجمه ترگمان]یک ایوان بزرگ ورودی مناسب مناسب به نمازخانه را فراهم می کند
[ترجمه گوگل]یک portico بزرگ ورودی مناسب به کلیسا را ​​فراهم می کند

11. Applications are invited from suitably qualified individuals.
[ترجمه ترگمان]کاربردها از افراد واجد شرایط مناسب دعوت می شوند
[ترجمه گوگل]برنامه های کاربردی از افراد واجد شرایط واجد شرایط دعوت شده اند

12. He felt suitably chastened and apologized.
[ترجمه ترگمان]او تنبیه خوبی شد و عذرخواهی کرد
[ترجمه گوگل]او احساس راحتی کرد و عذرخواهی کرد

13. He struck a suitably heroic pose.
[ترجمه ترگمان]او یک ژست قهرمانانه به خود گرفت
[ترجمه گوگل]او به طور مناسب ظاهر قهرمانانه ضربه زد

14. 'He's a lawyer?' Mum looked suitably impressed .
[ترجمه ترگمان]اون یه وکیله؟ مامان حسابی تحت تاثیر قرار گرفته بود
[ترجمه گوگل]'او یک وکیل است؟' مامان به نظر مناسب تحت تاثیر قرار گرفت

15. I hope she was suitably apologetic afterwards.
[ترجمه ترگمان]امیدوارم بعد از اون هم حسابی عذرخواهی کرده باشه
[ترجمه گوگل]امیدوارم او پس از آن عذرخواهی کند

پیشنهاد کاربران

suitably ( adv ) = به طور مناسب، به طور شایسته، به طور مطلوب، به طور مساعد، به طور سزاوار

he was suitably dressed for the ceremony.
او به طور شایسته برای آن مراسم لباس پوشیده بود.


کلمات دیگر: