ادویه کردن
spice up
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
جذابیت بخشیدن به چیزی
هیجان بخشیدن، هیجان انگیز کردن
1 - ( در مورد غذاها ) چاشنی دار کردن، ادویه زدن، خوشمزه تر کردن، بعنوان طعم یا چاشنی چیزی را به غذا اضافه تر کردن!
The cook spiced up the food with some peppers
آشپز غذا را با مقداری فلفل چاشنی دار کرد.
2 - ( در مورد داستان، سخنرانی، اجرای نمایش و. . . ) مهیج تر کردن، پیاز داغشو بیشتر کردن، جذاب تر کردن!
He'd spiced up his speech with a few rude jokes
او سخنرانی اش را با یه تعداد جوک غیر مؤدبانه مهیج تر کرده بود!
یا
او برای اینکه سخنرانی اش جذابیت بیشتری داشته باشه یه تعداد جوک غیر مؤدبانه چاشنی سخنرانی اش کرده بود!
The cook spiced up the food with some peppers
آشپز غذا را با مقداری فلفل چاشنی دار کرد.
2 - ( در مورد داستان، سخنرانی، اجرای نمایش و. . . ) مهیج تر کردن، پیاز داغشو بیشتر کردن، جذاب تر کردن!
He'd spiced up his speech with a few rude jokes
او سخنرانی اش را با یه تعداد جوک غیر مؤدبانه مهیج تر کرده بود!
یا
او برای اینکه سخنرانی اش جذابیت بیشتری داشته باشه یه تعداد جوک غیر مؤدبانه چاشنی سخنرانی اش کرده بود!
مزه دار کردن
چاشنی به غذا افزودن
ادویه اضافه کردن به غذا
چاشنی به غذا افزودن
ادویه اضافه کردن به غذا
کلمات دیگر: