کلمه جو
صفحه اصلی

drop the ball

انگلیسی به فارسی

توپ را بنداز


پیشنهاد کاربران


drop the ball = اصطلاح هست به معنای اشتباه کردن معادل make the mistake

مثال :
i think he drpped the ball by not accepting their offers
من فکر می کنم او با قبول نکردن پیشنهادشون اشتباه کرد.

در انجام یک وظیفه اشتباه و خرابکاری کردن

دسته گل به آب دادن

خیطی بالا آوردن

( سندبادنامه. ) .
- خشت ، خشت خام بر آب افکندن ؛ کنایه از ضایع کردن امری و چیزی است :
چو کرداربا ناسپاسان کنی
همی خشت خام اندر آب افکنی.
فردوسی.
بدانست بهرام کان بود زشت
باب اندر افکنده شد خشک خشت.
فردوسی.

خشت خشک بر آب افکندن . [ خ ِ ت ِ خ ُ ب َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کردن بدی و کاری که اصلاح آن میسر نباشد. ( یادداشت بخط مؤلف ) :
بدانست بهرام کان بود زشت
به آب اندر افکنده شد خشک خشت
پشیمان شد و بند از اوبرگرفت
ز کردار خود دست بر سر گرفت .

فردوسی .



کلمات دیگر: